شهدای شهر بن

کاش بودیم با شما ، ای شهدای شهر مـن

شهدای شهر بن

کاش بودیم با شما ، ای شهدای شهر مـن

شهدای شهر بن

این وبگاه جهت معرفی شهدای شهر بن در استان چهارمحال و بختیاری طراحی شده است.
امیدواریم مورد رضایت شهدا قرار بگیرد.

خانواده های شهدا می توانند مطالب و عکس های شهدای خود را جهت درج در این وبگاه از طریق آدرس :
(شهر بن - خیابان ملت ، کافی نت شهر بن - شهر من ) به دست ما برسانند.

یا در صورت توان به آدرس naderi5jafar@gmail.com ایمیل نمایند.


کاربران می توانند اطلاعات شهید موردنظر را در قسمت راست وب در بخش طبقه بندی موضوعی و نام خانوادگی شهید مورد نظر جستجو نمایند.

اگراطلاعات جدیدی از یک شهید به دست ما برسد پست مربوط به آن شهید به روزرسانی می شود و در صفحه اصلی قرارمی گیرد.


آخرین نظرات
نویسندگان

برادران شهید جعفر و مسلم حسین میرزائی بنی

دوشنبه, ۳۱ فروردين ۱۳۹۴، ۰۷:۴۳ ب.ظ



زندگی نامه طلبه شهید جعفر حسین میرزایی بنی


شهید جعفر حسین میرزایی بنی فرزند فضل الله درسال 1343 عطر نگاهش درخانواده ای مذهبی پیچید. او ازهمان ابتدا عاشق علم بود ، بعداز اتمام تحصیلات ابتدائی خود در شهر بن ، دوره متوسطه را در شهرکرد به پایان رساند.

او با راستی پیمان بسته بود و از پستی نفرت داشت. جعفربا شرکت درمراسم های مذهبی ، سیاسی و صحنه های انقلاب به ندای رهبر و مرشدش لبیک گفت. او عاشق امام بود . آیینه ی بی غباری که با اخلاص خویش ، الگو و سرمشق همرزمانش شده بود.

شهیدجعفر حسین میرزایی نقش فعالی در کمیته ی فرهنگی جهاد سازندگی داشت.او که عصای اخلاص به دست داشت، از غیرخدا بریده و به حق روی آورده بود.اهل تفکر بود.دائم ذکرخدا برلب داشت. چرا که معتقد به «الابذکرالله تطمئن القلوب » بود.

او که درتعلم، پرخروش بود برای اتصال به دریای حقیقت ، روانه حوزه ی علمیه نجف آباد شد و پس از دو سال تحصیل در آن مرکز، وارد حوزه ی علمیه قم گردید.

در حین تحصیل چندین بار عازم جبهه های جنگ شد. او که برای آخرین بار در سال 1362 ، پا به عرصه جبهه و جنگ گذاشت، در عملیات والفجر دو شرکت نمود.

این طلبه ی نمونه ، در این عملیات اعضاء و جوارحش را بوسه گاه تیرهای دشمن قرارداد. او که به قول همرزمانش تا آخرین نفس ندای «السلام علیک یا اباعبدالله» را تکرار می کرد به مولایش حسین(ع) اقتدا کرد تا به حق برسد. اما نمی دانم کدام خاک بود که به استخوان های تکه تکه اش بوسه زد و غربتش ،آسمان را به گریه انداخت و مظلومیتش زمین را پریشان ساخت.

شهیدپس ازچندین سال گمنامی و بی نشانی ، مظلومانه پیکرپاکش به زادگاهش بازگشت و برروی شانه ها تشییع شد. او را ملائک آسمان و شهیدان شهرمان بدرقه کردند.


فرازی از وصیت نامه شهید جعفر حسین میرزایی بنی


ای برادران حزب اللهی ! به یاد خدا باشید و همه کارهایتان برای رضای خدا باشد و با همدیگر همکاری کنید وهمیشه با برخورد اسلامی مردم را به حق دعوت کنید.

و رهبر و خانواده شهدا را تنها نگذارید.رسول اکرم(ص) فرمودند:«ومن ارضاهم فقد ارضائی و من استخطهم فقداستخطنی» هرکس آنها (خانواده شهدا) را خشنود سازد مرا خشنود ساخته و هرکس آن ها را به خشم آرد مرا غضبناک نموده است.

صبرو استقامت داشته باشید که پیروزی نهایی از آن اسلام است.





****************************************





زندگی نامه شهید مسلم حسین میرزائی بنی


شهید مسلم حسین میرزائی فرزند فضل الله در تاریخ چهارم مهرماه 1346 در شهر بن به دنیا آمد. و دردامان پدر و مادری مسلمان و مؤمن پرورش بافت.پدرش کشاورز بود ، در سن هفت سالگی روانه مدرسه شد از همان اوایل با عشق به اسلام بزرگ شد ، اودارای جثه ای کوچک بود ولی با قلبی بزرگ و سرشار از عشق به اسلام روزه می گرفت و علاقه زیادی به مسجد و مراسم عزاداری سرور آزادگان حسین(ع) داشت.

پدرش براثر فشار طاغوت بر کشاورزان محبورشد که کشاورزی را رها کرده و دردورافتاده ترین نقاط کشور ایران مشغول کارگری شود و مسلم هم با دیگربرادران خود کار می کرد و مخارج زندگی و سختیهای آن را تحمل می نمائید .

شهیدقبل از پیروزی انقلاب در جلسات شرکت می کرد و به خواندن قرآن و شناخت اصول عقاید بسیارعلاقه داشت و همواره همکلاسی های خود را تشویق به شناخت اسلام می نمود.او جنایات رژیم پهلوی را از روی پینه ها و عرق چین پدرش بوضوح می دید . شعله ایمان در وجودش زبانه می کشید و همیشه به یاد افراد تنگدست بود. چون خودش طعم تنگدستی و بیکاری را چشیده بود. هرچه پیش می رفت برحس کنجکاوی او که چرا تعدای درآسایش باشند و تعدای نان شب هم نداشته باشند افزوده می شد.

او از نوحه سرایان ائمه اطهار(ع) بود  و همواره سربازی از سربازان امام زمان (عج) بود.

عالی ترین دوران زندگی اش از زمان طلوع نور یعنی آغاز انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام عزیز خمینی بت شکن شروع شد . او ازجنایات رژیم برعلیه اسلام و و مردم ایران از کشته هائی که توسط رژیم ممحوس انجام می گرفت به خوبی آگاه بود. لحظه ای آرام نمی گرفت و هرکجا صحبتی از انقلاب بود شهید اولین کسی بود که شرکت می کرد و به ارشاد مردم می پرداخت . او شب ها بربام خانه می رفت و شعار مرگ بر شاه سرمی داد.

شهیدمسلم حسین میرزائی با آغاز جنگ تحمیلی لحظه ای آرام نبود و برای او به قول امامش مسئله اصلی جنگ بود. و لحظه ای از یاد رزمندگان غافل نبود و همیشه علت اصلی جنگ تحمیلی را برای مردم یادآور می شد. او می گفت زمان ، زمان نشستن نیست و این جنگ ، جنگ میان تمامی حق برعلیه باطل می باشد . هر فرمانی که امام در موردکمک به جنگ می داد او با دل و جان آن را اجرا می کرد .اوهمیشه دعایش این بود که خدایا شهادت را نصیب ما گردان.

ناگفته نماند که دوتن از برادران شهید نیز در این زمان در جبهه حق علیه باطل و علیه صدامیان می جنگیدند . شهیدمسلم حسین میرزائی به عنوان کوچکترین برادر یعنی 14 ساله در خانه مانده بود ولی با سن کم نمی توانست آرام بگیرد و بالاخره تصمصم گرفت که سنگر خود را در مدرسه به دیگر برادران بسپارد و در سنگرهای جبهه های حق علیه باطل به مبارزه بپردازد.

اودر تاریخ 1/10/1360 در بسیج ثبت نام نمود و پس از یکماه دوره آموزش نظامی بالاخره در تاریخ 30/10/1360 بعداز خواندن نماز جمعه در شهرکرد عازم جبهه شد.

آخرین سخن او درهنگام رفتن این بود که ماباید برویم و صدامیان را در خون غرق کنیم و بعداز آن روانه جبهه شوش دانیال شد و در مدت یکماه در جبهه جنگ با خمپاره 6 لحظه ای دشمن را آرام نگذاشت.

شهیدمسلم حسین میرزائی قلبی بزرگ داشت که همواره با عشق به اسلام و امام می تپید. او خیلی خوش برخورد و خوش رفتار بود. با دوستان وآشنایان بسیار خوش رفتاری می کرد، او به خانواده و آشنایان بسیار عشق می ورزید و همیشه دوستان و آشنایان را سفارش به کارهای نیکو می کردو می گفت مسلمان بودن به زبان نیست ، بلکه به عمل صالح انسان است. او می گفت ما حسین(ع) وار وارد جنگ شده ایم و باید حسین (ع) وار هم شهید شویم.  شهادت را برای خود سعادت می دانست و وقتی سخن از شهید و شهادت می شد بی اختیار گریه می کرد. که این درس را از امام خود خمینی بت شکن فرا گرفته بود .

تا اینکه بالاخره این شاگرد با وفای امام امت در تاریخ هشتم اسفندماه 1360 به آرزوی دیرینه خود رسید و خون سرخش را در راه اسلام و مکتبش ریخت. و برای همیشه یاد خودش را دردل میلیون ها انسان مسلمان و این امت حزب الله جاودانه ساخت. یادش گرامی و روحش شاد. (والسلام)

 


وصیت نامه شهید مسلم حسین میرزائی بنی


بسم الله الرحمن الرحیم

(ولا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ)
گمان مبرید کسانی که در راه خدا کشته شدند، مردگانند! بلکه آنان زنده‌اند، و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند.(قرآن مجید)

جوانان در یک دست سلاح و دردست دیگر قرآن بگیرید و برعلیه دشمنان بشورید(امام خمینی ره)

در این موقع حساس و سرنوشت ساز که می رود تا به یاری خدا و کمک امام زمان(عج) و رهبری امام امت خمینی بت شکن ، صدام و صدامیان و شیطان بزرگ آمریکای جهانخوار شکست بخورند ، من صدای هل من ناصر ینصرونی حسین(ع) را که در تاریخ طنین افکن شده توسط فرزند او یعنی جگرگوشه زهرای اطهر امام امت خمینی بت شکن شنیده و با جان و دل آن را پذیرفته و با شرکت در آموزش بسیج به سوی جبهه های حق علیه باطل حرکت کردم. تایاری حق کنم و به هل من ناصر ینصرونی حسین(ع) لبیک گویم.

باشد که مسئولیت خود را نسبت به جمهوری اسلامی و خون شهیدان به خوبی انجام دهم . و اگر در این راه شهید شدم ، که با آرزوی دیرینه خود رسیده و اگر زنده ماندم ، وظیفه خود را نسبت به اسلام انجام داده ام.

اصلا کشته شدن برای ما مطرح نیست بلکه برای ما اسلام مطرح است و به قول امام اگر کشته شدیم پیروزیم و اگرکشتیم نیز پیروزیم.

پس ای خواهران و برادران شما به خود آئید و به ندای حسین(ع) جواب گویید وجمهوری اسلامی و امام را یاری کنید.گوش به گفتار او که از متن قرآن است فرا دهید باشد که رستگار شوید ان شاالله .مسئولیت خود را درقبال خون های این عزیزان فراموش نکنید ، بلکه اگر فراموش کردید خون شهیدان ما را غرق خواهد کرد و روز قیامت باید جواب این خون های ریخته شده را بدهیم.

و ای پدر و مادر عزیزم من که فرزند کوچک شما هستم امیدوارم که مرا به قاسم و علی اکبر امام حسین(ع) ببخشید و مرا حلال کنید و برای من گریه نکنید ، بلکه مثل زینب(س) پیام خون مرا به گوش همه مسلمانان برسانید.

وای برادران عزیزم امیدوارم همچنان یارومددکار امام و اسلام باشید و به ندای قرآن و ندای حسین(ع) و اسلام که شما را می طلبد لبیک گوئید. ان شاالله.

و ای خواهرم گریه نکنید برای من ، بلکه مثل زینب(س) به وسیله خون من کاخ یزیدیان زمان یعنی صدام و صدامیان آمریکائی جنایت کار را بر سرشان خراب کنید.

و ای برادران و خواهران دینی حزب الله یادتان نرود که اگرماها شهید شدیم ، پیام خونمان همچنان در تاریخ طنین افکن است و جنایتکاران را لحظه ای آرام نخواهد گذاشت و هرچه به شهیدان ما افزوده شود،مسئولیت شما نیز افزوده می شود.باشد که جوابگوی شهدا باشید و ادامه دهنده راه آنها تا پیروزی تمام حق بر تمام باطل . ان شاالله


مرگ اگرمرد است گو سوی من آید

                                 تا در آغوشش بگیرم تنگ؛ تنگ

در مسلخ عشق جز نکو را نکشند

                           روبه صفتان زشت خو را نکشند

گر عاشق صادقی ز کشتن مگریز

                                       مردار بود هر آنکه او را نکشند

 

(والسلام علیکم ورحمه الله برکاته)





موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۱/۳۱
جعفر نادری بنی

حسین میرزائی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی