شهدای شهر بن

کاش بودیم با شما ، ای شهدای شهر مـن

شهدای شهر بن

کاش بودیم با شما ، ای شهدای شهر مـن

شهدای شهر بن

این وبگاه جهت معرفی شهدای شهر بن در استان چهارمحال و بختیاری طراحی شده است.
امیدواریم مورد رضایت شهدا قرار بگیرد.

خانواده های شهدا می توانند مطالب و عکس های شهدای خود را جهت درج در این وبگاه از طریق آدرس :
(شهر بن - خیابان ملت ، کافی نت شهر بن - شهر من ) به دست ما برسانند.

یا در صورت توان به آدرس naderi5jafar@gmail.com ایمیل نمایند.


کاربران می توانند اطلاعات شهید موردنظر را در قسمت راست وب در بخش طبقه بندی موضوعی و نام خانوادگی شهید مورد نظر جستجو نمایند.

اگراطلاعات جدیدی از یک شهید به دست ما برسد پست مربوط به آن شهید به روزرسانی می شود و در صفحه اصلی قرارمی گیرد.


آخرین نظرات
نویسندگان

شهید فضل الله طاهری بنی

چهارشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۰۸:۴۷ ب.ظ


زندگی نامه شهید فضل الله طاهری بنی


شهید فضل الله طاهری بنی در سال 1347 درخانواده ای مذهبی و متدین در شهر بن دیده به جهان گشود. از کودکی در عین شوخ طبعی دارای اخلاقی نمونه بود . نسبت به پدر ومادر و اطرافیانشان بسیار دلسوز و مهربان بود.

تحصیلاتش را تا پایان دوره ی ابتدائی ادامه داد و پس از آن به شغل مکانیکی روی آورد. او در کار نیز فردی موفق و نمونه بود. به انجام واجبات و فرایض دینی ، اهتمام می ورزید.

در دوران انقلاب حضوری فعال در صحنه های انقلاب داشت ، ازجمله در توزیع اعلامیه و شرکت در تظاهرات.

دردوران دفاع مقدس به پیام امام(ره) لبیک گفت و مشتاقانه به صحنه های نبرد حق علیه باطل روی آورد. او در حالی که برای بار دوم به جبهه اعزام می گشت. با دلی پاک نسبت به شهادت خویش آگاهی می یابد و درحالی که نوزده بهار از عمر کوتاهش می گذشت به ندای حق لبیک گفت.

شهید فضل الله در سیزدهم مردادماه سال 1366 در جبهه ی « بانه و سردشت» شهد شیرین شهادت را می نوشد و به دیار یار می شتابد.


وصیت نامه شهید فضل الله طاهری بنی


به یاد الله آرامش دهنده قلبها. و با سلام خدمت آقا امام زمان(عج) و نائب بر حقش خمینی کبیر پیرجماران، اسوه مقاومت و لرزه افکن بر پیکرپوشالی سردمداران کفر جهان. و با درود و سلام برکلیه رهروان شرخ شهدا.

آیا کسی می تواند با چشم خود ببیند که دشمن قصد نابودی دین و قرآن و شرف و کشورش را دارد و باز سکوت اختیار کند.

من می روم تا با پرواز خود بسوی جبهه اسلام، سنگر خالی همرزمم را پرکنم. من می روم تا اسلحه برزمین افتاده برادرم را برگیرم و به جنگ صدامیان کافر روم. من می روم تا راه کربلا را برای دیگر عزیزان بازکنم.جانم فدای اباعبدالله(ع).

پدر و مادرعزیزم ، سلام ، امیدوارم که مرا حلال کرده و در عزایم گریه نکنید ، چرا که من با چشم باز این راه را پیمودم ، اگرگریه می کنید بر مظلومیت اباعبدالله الحسین(ع) گریه کنید.

مادر عزیزم می دانم که در برابر زحمات زیادی که برایم متحمل شده ای کاری نکرده ام، مرا ببخش و حلال کن. پدر جان! شما هم همینطور، اما امیدوارم خدا این قربانی ناقابل را ازشما قبول کند و من امانتی بودم از جانب خدا در دست شما که باید پس می دادید، چه بهتر که در این راه مقدس امانتتان را به خدا بازگردانید. من به ندای «هل من ناصر ینصرنی» امام لبیک گفته و به شهادت رسیدم.

خواهران و برادران عزیزم ، امیدوارم هر خوبی و بدی که از من دیده اید حلال کنید. برادران عزیزم اگرمن شهید شدم ، شما ادامه دهنده راهم باشید و نگذارید اسلحه ام برزمین بماند.

خواهران عزیزم ، وقار شما درحجاب است. شما با حجاب خود می توانید راه مرا ادامه دهید و این مشت محکمی بردهان دشمنان داخلی و خارجی است.

دوستان عزیزم مرا حلال کنید ، امیدوارم همواره مطیع ولایت فقیه بود و از این خط خارج نشوید.

اللهم ارزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک.(والسلام علیکم ورحمه الله و برکاته) مورخه(2/11/65)

 

 



موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۲/۱۶
جعفر نادری بنی

طاهری

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی