شهدای شهر بن

کاش بودیم با شما ، ای شهدای شهر مـن

شهدای شهر بن

کاش بودیم با شما ، ای شهدای شهر مـن

شهدای شهر بن

این وبگاه جهت معرفی شهدای شهر بن در استان چهارمحال و بختیاری طراحی شده است.
امیدواریم مورد رضایت شهدا قرار بگیرد.

خانواده های شهدا می توانند مطالب و عکس های شهدای خود را جهت درج در این وبگاه از طریق آدرس :
(شهر بن - خیابان ملت ، کافی نت شهر بن - شهر من ) به دست ما برسانند.

یا در صورت توان به آدرس naderi5jafar@gmail.com ایمیل نمایند.


کاربران می توانند اطلاعات شهید موردنظر را در قسمت راست وب در بخش طبقه بندی موضوعی و نام خانوادگی شهید مورد نظر جستجو نمایند.

اگراطلاعات جدیدی از یک شهید به دست ما برسد پست مربوط به آن شهید به روزرسانی می شود و در صفحه اصلی قرارمی گیرد.


آخرین نظرات
نویسندگان

شهید قاسم نادری بنی

شنبه, ۱۶ خرداد ۱۳۹۴، ۰۱:۰۳ ب.ظ


زندگی نامه شهید قاسم نادری بنی

 

شهیدقاسم نادری بنی فرزند، میرزاقلی در سال 1338 در یک خانواده مذهبی و کشاورز در شهر بن به دنیا آمد.

شهیدقاسم در تابستان ها به پدردرکارکشاورزی و دامداری کمک می کرد و همیشه سعی می کرد کاری را که به او واگذار می کنند به نحو احسن انجام دهد.

در درس خواندن بسیار کوشا بود و با همه مردم بسیار مهربان بود و با همکلاسی هایش برخورد خوب داشت ، و با اخلاق خوب خود همه را به طرف خودش جذب می کرد و به خاطر همین دوستان بسیاری داشت. وی هرگاه به کارگری می رفت دسترنجش را به پدر و مادر می داد.

در سال 1356 در حوزه علمیه نجف آباد ثبت نام کرد و با علاقه بسیار زیاد در شرایط سخت مشغول خواندن درس حوزوی شد. ایشان همیشه نمازشب را به جا می آورد و دیگران را نیز به خواندن نماز شب تشویق می نمود.

شهید قبل از انقلاب با اطرافیانش همیشه درمورد انقلاب ، اسلام و امام امت صحبت می کرد و خوبی های امام و راه امام را برای دیگران بازگو می نمود.

و از شکنجه های رژیم منحوس پهلوی می گفت و یک مورد که به دیگران گوش زد می کرد این بود که می گفت: ببینید برادران درکجای اسلام چنین برنامه ای است که پای مبارک آیت الله غفاری را با اره ببرند و این جنایتها را به مسلمانان واقعی روا می دارند.

بعداز چندین ماه خواندن درس طلبگی وقتی می بیند که انقلاب در حال شکل گرفتن هست، درس حوزی را رها می کند و به زادگاهش بن باز می گردد و شروع به تبلیغ انقلاب اسلامی می کند.

 ایشان در گفتگو با مردم می گفت:این آقای خمینی چه گناهی داشته است که شاه ایشان را تبعید نموده است . مگر به جزحق چیز دیگری می گوید. وی در دوران انقلاب عکس امام را بر سردرخانه خودشان زده بود.

در جریان تبلیغاتی که شهید برای انقلاب صورت می داد چندین بار ساواک و ضد انقلاب ها قصد آسیب رساندن به او را داشتند که از این توطئه ها جان سالم به در برد. تا اینکه انقلاب به لطف خدا به پیروزی رسید.

شهید در سال 1358 به خدمت مقدس سربازی می روند و درنیروی هوائی مشغول خدمت می شوند. همیشه به برادران هم خدمتی خود می گفتند که وظیفه خود را به نحو احسن انجام دهید .

و در خدمت سربازی هم بیکار نمی نشست و به مطالعه کتابهای اسلامی می پرداخت و هرگاه کسی از او سراغ می گرفت ، می گفتند که باید به مسجد پادگان بروی تا ایشان را پیدا کنی و مدتی هم درآنجا پیش نماز شده بودند . درسربازی تغییر مکان داده می شوند و به پایگاه هشتم شکاری اصفهان فرستاده می شوند و درآنجا مشغول به خدمت می شوند.

در انتخابات ریاست جمهوری سعی زیادی نمود تا بنی صدر رأی نیاورد وی می گفت: این بنی صدر آدم خوبی نیست و اسلام و مسلمین از بنی صدرها ضربه زیادی خورده اند، مثل بنی امیه و بنی عباس . و می گفت آقای حبیبی بهتر است و کارنامه بنی صدر را می آورد و به مردم می داد و می گفت: بخوانید و بدانید که این شخص چگونه آدمی هست. بعدها که بنی صدر با روحانیت مخالفت می کرد ، برنامه بنی صدر را برای مردم تشریح می کرد.

بعداز خدمت سربازی، شش ماه احتیاط را هم گذراند و درتاریخ یکم مردادماه سال 1360 سربازی ایشان به اتمام رسید.

و به زادگاه خود بازگشت و به پدر درکارکشاورزی کمک نمود، تارضایت پدر را حاصل کند. خانواده از ایشان درخواست کردند تا همسری برگزیند و ازدواج نماید. و در جواب می گفت که باید به جبهه بروم و از طریق بسیج در تاریخ یکم دی ماه سال 1360 به جبهه شوش اعزام شد.

و سرانجام در تاریخ بیست و نهم بهمن ماه سال1360 در عملیات «فتح المبین» در «جبهه شوش» هدف تیر مستقیم دشمن قرار می گیرند و به درجه رفیع شهادت نائل می آیند.

خاطره ای درمورد شهید:

یکی از همسنگران شهید تعریف می کند که شهید قبل از شهادت روی کلاه آهنی خود نوشته بودند شهید قاسم نادری وقتی از او پرسیدیم چرا این گونه نوشته ای ، گفتند من امروز به شهادت می رسم.

یکی از روحانیون اصفهان هم می گفتند وقتی که شهید قاسم نادری را آوردند ، چهره ای به زیبائی چهره این شهید ندیده بودم ، نورانی و عطرآگین بود.

روحش شاد و راهش پررهرو باد.

 

وصیت نامه شهیدبسیجی قاسم نادری بنی


بسم الله الرحمن الرحیم

 با درود و سلام به پیشگاه آقا امام زمان (عج) و درود و سلام بر امام خمینی و امید امت و سلام برشهیدان.
سلام گرم من برتوای پدر و سلام خدا بر تو ای پدر که مرا چنان تربیت کردی که از آن وقتی که به سن بلوغ رسیدم نماز وروزه ام را انجام دادم. آفرین بر تو که چنین فرزندی تربیت کردی.

 سلام من بر تو ای مادر عزیز و مهربانم . سلامی که از قلبم بر می خیزد برتو ای مادر که چنین فرزندی تربیت کردی که با عشق و علاقه می خواهد به یاری امام بزرگوار و یاری اسلام و قرآن برود.

درود خدا بر تو ای مادری که مرا بزرگ کردی و چه زحمت ها که به پای من کشیدی، امیدوارم که مرا ببخشی وای مادر اگر کسی آمد و گفت پسرت بی خود رفته به جبهه ها، بایستی همین جا می ماند به شما کمک کند در جواب بگو خاک عالم بر سر کسی که چنین فکر می کند ، مگر جای بدی رفته، رفته است تا از اسلام دفاع کند و در جواب بگو که من افتخارمی کنم که پسرم جبهه رفته است.
من می روم تا خدا را ملاقات کنم و سلام گرم من به برادران و خواهران خودم شما هم به راه شهیدان پای بند باشید و راه ما را ادامه دهید.
و حال وقت جهاد است و می بینید که همه ی کشورها دست به دست هم داده اند و می خواهند انقلاب اسلامی ایران را از بین ببرند ، پس بر ما لازم است برویم و ازآن دفاع کنیم و تو نباید از من ناراحت و نگران باشی و شما نیز (پدر) باید همانند حبیب ابن مظاهر به یاری امام بزرگوارمان بشتابی و دین را یاری کنی..

آن وقت که حسین(ع) درمیان قتلگاه می گوید آیا کسی هست که مرا یاری کند،حسین (ع) می دانست کسی نیست،چرا می گفت؟ می خواست به ما برساند که ای کسانی که حسین را دوست دارید راه حسین را بروید. امیدوارم این صحبتها تأثیر داشته باشند.

اگر شهادت افتخار من شد که من خوشحال هستم و شما هم باید افتخار کنید که چنین فرزندی داشتید وا گر شهادت هم نصیب من نشد که انشاالله می شود بازگشته و دوباره خدمت می کنیم.

شما باید دعا کنید که خداوند امام بزرگ را برای ملت های جهان نگه دارد . ای خویشان و فامیل ها و ای همشهریان که می آیید تا تسلیت بگویید به جای تسلیت ، تبریک بگویید.

 و ای پدر در گرفتاری ها و سختی ها و خوشی ها بگو (انا الله وانا الیه راجعون) ما از طرف خدا آمده و به سوی او باز خواهیم گشت . همه ی ما رفتنی هستیم.

 و امروز روز امتحان است امروز شیعه ی واقعی معلوم می شود ما هم که رفتنی هستیم چه بهتر در راه خدا برویم.

اینجانب قاسم نادری چیزی ندارم جزچند جلدکتاب و یک نهج البلاغه و قرآن که در دوران طلبگی خریده ام.

به امید پیروزی مستضعفین جهان بر کفر جهانی









 












موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۳/۱۶
جعفر نادری بنی

نادری

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی