شهدای شهر بن

کاش بودیم با شما ، ای شهدای شهر مـن

شهدای شهر بن

کاش بودیم با شما ، ای شهدای شهر مـن

شهدای شهر بن

این وبگاه جهت معرفی شهدای شهر بن در استان چهارمحال و بختیاری طراحی شده است.
امیدواریم مورد رضایت شهدا قرار بگیرد.

خانواده های شهدا می توانند مطالب و عکس های شهدای خود را جهت درج در این وبگاه از طریق آدرس :
(شهر بن - خیابان ملت ، کافی نت شهر بن - شهر من ) به دست ما برسانند.

یا در صورت توان به آدرس naderi5jafar@gmail.com ایمیل نمایند.


کاربران می توانند اطلاعات شهید موردنظر را در قسمت راست وب در بخش طبقه بندی موضوعی و نام خانوادگی شهید مورد نظر جستجو نمایند.

اگراطلاعات جدیدی از یک شهید به دست ما برسد پست مربوط به آن شهید به روزرسانی می شود و در صفحه اصلی قرارمی گیرد.


آخرین نظرات
نویسندگان

۸ مطلب با موضوع «حیدری» ثبت شده است




شهید محمد حیدری بنی


فرزند: عبدالله


متولد: 1348/12/15


محل تولد : شهر بن















۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ مهر ۹۴ ، ۱۹:۵۱
جعفر نادری بنی


زندگی نامه شهید رضا حیدری بنی


شهید رضا حیدری بنی فرزند فتح الله، درتاریخ بیستم آذرماه سال 1343، در شهر بن دیده به جهان گشود و وجودپرمهرش در یک خانواده ی مذهبی شکوفا شد و رشد نمود.پدرش کشاورز بود و او در طول زندگیش خالصانه به پدرش کمک می کرد.

رضا عاشق علم و دانش بود و تحصیلات ابتدائی و راهنمائی اش را درشهربن و تحصیلات متوسطه را در شهرکرد به پایان رساند . او برای کسب علم بیشتر به مرکز تربیت معلم راه یافت و تا سال دوم پیش رفت.رضا عصاره ی شکیبایی و حلم بود. فرهنگ رضا دیانت بود و تعبد. چرا که ازهمان ابتدای سن تکلیف ، نماز و روزه می گرفت و به پدرش در کارکشاورزی کمک می کرد.او مرد دین بود، شبها سجاده اش را به سوی معبودش می گشود و عطر عبادت برآن می ریخت.

شهید رضا حیدری بنی دلیر بود و پرقدرت، او مربی دلاوری بود که دیپلم افتخار را در ورزش رزمی جودو اخذ کرده بود. او در طول حیاتش موفق به کسب چهارمدال افتخار شده بود. در میدان جنگ نیزگوی سبقت را ربود و موفق به اخذ مدال شهادت شد.

او در رشته جودو شاگردانی را تربیت کرد که نه فقط تقویت کننده ی جسم خویش بودند بلکه به راستی و درستی ، روح خود را نیز تقویت می کردند.

رضا درس عشق را درمدرسه پیرو مرادش ، خمینی کبیر آموخته بود. او برای راه یابی به این مدرسه در تظاهرات و راهپیمائی ها شرکت می نمود. چرا که او عاشق امام بود و تابع ولایت فقیه.

شهید رضا حیدری بنی در تاریخ سوم تیرماه 1365 ، به سمت معاونت کمیته انقلاب اسلامی شهرکرد منصوب شد و خالصانه خدمت کرد. رضا سرباز خدا بود و دوست داشت فقط در جبهه ی خدا بجنگد. او برای رسیدن به این هدف بارها به جبهه های نبرد رفت. چرا که عاشق شهادت بود و برای دست یافتن به این مدال پرافتخار در چندین عملیات شرکت نمود.

شهید در عملیات غرورآفرین «کربلای پنج » در حالی که در دل سنگر ، عاشقانه از خداوند طلب چشیدن شهد شهادت می کرد در تاریخ پنجم بهمن ماه سال 1365 در خاک مقدس خدا، خاک «شلمچه» ، به دعوت حق لبیک گفت.

نام و یاد ایشان درقلب مردم و بخصوص ورزشکاران همیشه زنده است. روحش شاد و یادش گرامی

 


 وصیت نامه شهید رضا حیدری بنی


بسم الله الرحمن الرحیم

(ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاءُ عندربهم یرزقون)


بنام یگانه قانونگذار هستی که عالم درید قدرت اوست. و بنام رب العالمین و بنام خدائیکه 124 هزار پیامبر برحق ، اولین شان حضرت آدم و خاتم آن بزرگواران حضرت محمد(ص) را برای هدایت انسانها مبعوث فرمود.

و به نام ایزد منان که دوازده اختر فروزان او برحق، که امیرالمؤمنین حضرت علی (ع) سرآغاز امامت و حضرت مهدی(عج) بپا کننده عدل در جهان هستی و آخرین طلیعه فروزان امامت و ولایت می باشد که در غیبت کبری بسرمی برد و بجای ایشان ولایت فقیه آماده کننده زمینه مساعد برای ظهورآقا امام زمان(عج) می باشد.

و درود و سلام بر امام خمینی که جانشین ولایت امر می باشد ، که اطاعت از او اطاعت ازآقا امام زمان(عج) می باشد.

باید با مخالفین اسلام که قصد ضربه زدن به اسلام و انقلاب اسلامی را دارند مبارزه کرد چون از ابتدا خلقت بین حق و باطل مبارزه بوده است و خواهد بود و کشته شدن در راه خدا نهایت آرزوی انسان مؤمن می باشد.

ما به این دنیا نیامده ایم که خوشگذرانی کنیم(الدنیا مزرعه الاخره) اگرانسان برای خوردن و خوابیدن و آمیزش بوجود آمده باشد، حیوان در این مورد پیشرفته تر است، و خلقت انسان لزومی نداشت.

ازابتدای آفرینش ، بین هابیل و قابیل ، موسی و فرعون ، حضرت ابراهیم و نمرود، حضرت محمد(ص) و قریش ، امام حسین (ع) و یزید ، ایران اسلامی و صدام مبارزه بوده و هست و هیچ گونه سازش صورت نگرفته است، و اگر می گوئیم حسین جان مانبودیم که تورا در کربلا یاری کنیم و در ماه محرم شیون و زاری می کنیم ، اینک حسین زمان یاری می خواهد ، اگر در گفته هایمان صادق هستیم او را یاری کنیم .

باید بدانیم ایادی ابرجنایتکاران ساکت نخواهند بود ، غیر از جنگ از طریق دیگر از قبیل فساد اخلاق ، اعتیاد ، منکرات و... وارد خواهند شد. این جنگ و این دنیا امتحان است ، سعی کنیم سرافراز از این امتحان بگذریم.

فعلاً افتخار حفظ اسلام به عهده کشور ماست ، بوسیله امت، این اسلام زنده خواهد شد. پس موقعیت خود را درک کنیم و حیات جاوید را کسب کنیم.(مراره الدنیا حلاوه الاخره و حلاوه الدنیا مراره الاخره) پس حرص و طمع بی فایده است . اگر مالی از راه نامشروع جمع آوری گردد هرگز نخواهیم توانست از آن استفاده کنیم.

شخصی که دارفانی را وداع گوید سه چیز برای او می آید:1- مال 2- اولاد 3- عمل ، که از مال سوال می شود،که چه مقدار به من می رسد، می گوید به اندازه یک کفن ، به فرزند گفته می شود چه بهره ای نصیب من می گردد ، می گوید بقدار کفن و دفن ، و عمل انسان است که همیشه با اوست.

پس سعی کنیم عمل خود را موافق با احکام الهی بنمائیم و مسئله دیگر عمل به واجبات است که یکی از واجبات جهاد است، و در این راه امکان شهادت وجود دارد و شهادت نصیب هرکس نخواهد شد، و کسی که شهادت را قبول ندارد ، مسئله مرگ را هنوز نتوانسته برای خود حل نماید.

انسان قبل از اینکه مرگ بسراغ او بیاید باید خود را بامرگ و آخرت آشنا کند و روح خود را جلوتر از جسم ، به جهان آخرت بفرستد، که این کار فقط بوسیله تقرب به خدا صورت خواهد گرفت، یعنی اعمال خود را خداگونه نماید، که در این راه شیطان دشمن سرسخت انسان است و شیطان قسم خورده است که انسان ها را فریب دهد.اگربتوانیم از وسوسه شیطان رهایی یابیم و اعمال خود را خدائی کنیم ، نجات خواهیم یافت .

در ضمن از شما عزیزان خواهر و برادر خواهش دارم همیشه به یاد خدا باشید و سعی در شناخت ائمه (ع) بنمائید، و هیچگاه از فرایض دینی غافل نشوید و کلمات مذکور در باب تذکر است (فذکرانّ الذکرتنفع المؤمنین).

و الحمدالله برادرانی دارم که سنگر مرا خالی نخواهند گذاشت و دل امام را شاد می نمایند و مشتی محکم بردهان یاوه گویان خواهند کوبید و انتظارداریم که سنگر مرا پرنمایند.

 با مبلغ پولی که دارم سه سال نماز و سه ماه روزه و دو نماز آیات برایم بجا آورید. و از بسیج برای من چیزی قبول نکنید.وحقوقی که از تربیت بدنی طلبکارم همراه با لباس جودو به رسم یاد بود به تربیت بدنی اهدا نمائید.و امانات موجود مانند کتاب را به صاحبانشان بدهید.

و اعمال موجود در کتاب معاد شهید دستغیب را درصورت امکان برایم انجام دهید(مربوط به میت)

در پایان از همه می خواهم که امام عزیز را یاری نمایند.که یاری کردن ایشان یاری نمودن امام زمان(عج) می باشدو به فرمان های این مرد بزرگ و الهی (امام خمینی ره)توجه داشته باشند ، چون تنها سخنان اوست که اسلامی واقعی را بازگو کرده است. و ایشان تمام عمر خود را در راه خدمت به اسلام گذرانده و هدف او الله است.

ازشما ملت عزیز می خواهم که مدافع روحانیت باشید و این را بدانید که بدون روحانیت ، به طور حتم این انقلاب اسلامی شیعی یا به طرف غرب و یه به طرف شرق گرایش پیدا می کند.

به خانواده شهدا سرکشی کنید و از مجروحین و معلولین عیادت نمائید. به همه بگوئید این راه را که انتخاب کرده ایم بدون اجبار در آن قدم نهادیم و منافقان کوردل بدانند که واژه شهادت برایمان افتخاراست و آن را سعادت می دانیم و آنها نخواهند توانست ماهی را از آب بترسانند چون آب برای ماهی حیات است و همین طور شهادت برای مسلمان حیات جاوید می باشد.

ودر آخر شما را به تقوای الهی توصیه می کنم.(والسلام)












۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۸:۱۳
جعفر نادری بنی


زندگی نامه شهید محمدعلی حیدری بنی


شهید محمدعلی حیدری بنی فرزند حیدرقلی ، در تاریخ پنجم مهرماه سال 1317 ، در شهر بن به دنیا آمد .پدرش کشاورز بود. تحصیلات ابتدائی را تا سال سوم ادامه داد. در هجده سالگی به خدمت سربازی رفت و در سال 1339ازدواج کرد و صاحب یک پسر و سه دختر شد.

دوسال پس از ازدواج از شهربن به اصفهان عزیمت نمود و به کار خرید و فروش فرش و قالی مشغول شد. در دوران انقلاب تلاش های پیگیری درجهت پیروزی انقلاب انجام داد.

پس از پیروزی انقلاب در کمیته انقلاب اسلامی به فعالیت پرداخت و از بدو تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به این نهاد وارد شد و به عنوان مربی تاکتیک در پادگان«غدیر» فعالیت کرد.روحیه پرتلاش و پر صلابت و خستگی ناپذیر وی همیشه زبانزد خاص و عام بود.

سرانجام در دهم آبان ماه سال 1361، با سمت خمپاره انداز در«عین خوش دهلران » در عملیات «محرم» بر اثر اصابت ترکش توسط نیروهای عراقی به خیل شهیدان سرافراز جنگ پیوست. مزار او در گلستان شهدای اصفهان واقع است.

 او را محمد نیز می نامیدند. تنها فرزندپسرش اسماعیل نیزدر این عملیات در کنار پدر شهیدشد.

 

فرازی از وصیت نامه شهید محمدعلی حیدری بنی


بنده از ابتدای تشکیل سپاه در سپاه پاسداران مشغول خدمتگزاری هستم و آرزوی چنین روزی را می کشیدم که خدای بزرگ این سعادت را به بنده داد.

به جبهه ها بیائید تا حقیقت انقلاب و جنگ برشما روشن شود. قدر این انقلاب و این رهبر را بدانید. بیدار باشید که این دنیا فانی است.

 


********************************


زندگی نامه شهید اسماعیل حیدری بنی


شهید اسماعیل حیدری بنی فرزند شهید محمدعلی ، در سال 1342 در شهر اصفهان متولد گردید. و در خانواده ای محروم ولی با اعتقادات مذهبی و اصیل رشد کرد.

تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم با موفقیت کامل به پایان رسانید. او که طعم محرومیت را چشیده بود حاصل دسترنج خود را صرف مخارج خانواده می کرد.

با اوج گیری انقلاب اسلامی همگام با مردم برعلیه ظلم و بیداد رژیم منحوس شاه به فعالیت پرداخت . پس از پیروزی انقلاب ، تلاش شبانه روزی او درمسجد محل و انجمن اسلامی هنرستان در جهت تداوم انقلاب زبانزد بود. به امام علاقه ی وافری داشت و به نماز اهمیت زیادی می داد.

وی پس از اخذ مدرک دیپلم به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد ، و پس از مدت چهارماه با تلاش فراوان توانست روانه جبهه ی حق علیه باطل گردد.در عملیات پیروز« فتح المبین »شرکت نمود و در همان عملیات در اثر ترکش خمپاره زخمی و مجروح گردید.

مدتی پس از بهبودی دیگربار به جبهه رفت و در عملیات «محرم» شرکت نمود و دوشا دوش پدر خویش به نبرد برعلیه نامردان بعثی پرداخت، و در تاریخ یازدهم آبان ماه 1361 ،در«عین خوش دهلران » در کنار پدرشهیدش به فوز عظیم شهادت نایل آمد،

 تا بار دیگر آسمان و زمین شاهد تشییع جنازه باشکوه این پدر و پسر ، آنگاه که تابوت پسر پیشاپیش و تابوت پدر به دنبال آن با اتصال آن دوتابوت پاک باشالی به رنگ سبز برروی دستان انبوه تشییع کنندگان به آرامگاه ابدی روانه می گردید، باشد.

 

فرازی از وصیت نامه شهید اسماعیل حیدری بنی


آمدن من به جبهه ، تنها و تنها به خاطر این است که اسلام درخطر است . و برای صیانت از آن حضورخود را در جبهه الزامی می دانستم . وچون رضای خدا را در این می دیدم، حرکت کردم.

ای خدا، کاش هزاران جان داشتم و به خاطر رضای تو در راه امام خمینی که همان راه توست می دادم.







۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۶:۲۴
جعفر نادری بنی




منتظر مطالبی از شهید



۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۶:۰۰
جعفر نادری بنی


زندگی نامه شهید محمود حیدری بنی


شهید محمود حیدری بنی فرزند غلامرضا، در سال 1343 در شهربن در یک خانواده مستضعف و مذهبی دیده به جهان گشود.و تا هفت سالگی در آغوش گرم پدر و مادرخود تربیت یافت. و در سن هفت سالگی وارد دبستان شد، و دوران تحصیلی ابتدائی خود را در مدرسه علامه بن با موفقیت به پایان رساند.

بعداز دوران ابتدائی چون پدر ایشان به علت فقرمالی نمی توانست ایشان را جهت ادامه تحصیل به مدرسه راهنمائی بفرستد، لذا برای کمک به پدر پیرخود مشغول کارکشاورزی گردید.

در راهپیمائی ها و تظاهرات قبل از انقلاب نیز شرکت فعال داشت. با پیروزی انقلاب اسلامی ایشان بی نهایت خوشحال گردید، و با پیروزی انقلاب اسلامی علاقه ی شدیدی به ادامه تحصیل داشت. که با شروع جنگ تحمیلی حضور در جبهه را برادامه تحصیل مقدم داشت.

ایشان در بسیج آموزش نظامی را فراگرفت و داوطلبانه عازم جبهه شوش شد که دراین جبهه به شدت مجروح گردید و به علت شدت مجروحیت از نظام وظیفه معاف شد. و برای خدمت بیشتر به اسلام و مسلمین وارد جهاد سازندگی استان گردید.

وی چندین بار به صورت داوطلبانه از جهاد سازندگی به جبهه های غرب و جنوب اعزام شد و در زیر بمب و خمپاره و گلوله ، عاشقانه و خالصانه به سنگرسازی مشغول شد، تا اینکه برای آخرین بار که از طریق جهاد سازندگی به جبهه جنوب اعزام گردیده بود، در عملیات «کربلای پنج» در حال ساختن سنگر برای رزمندگان اسلام ، سرش مورد اصابت ترکش های دشمن قرار گرفت و به آخرین آرزوی خود رسید. و شهد شیرین شهادت را در تاریخ بیست و یکم دی ماه 1365 نوشید.

بعداز شانزده روز ازشهادت ایشان تنها یادگار و دخترش به دنیا آمد.

روحش شاد و راهش پررهرو باد.


فرازی ازوصیت نامه شهید محمود حیدری بنی


برادران من! نمازهایتان را به موقع بخوانید ، به فقرا و کهنسالان کمک کنید.

خواهران من! حجابتان را حفظ کنید و پشتیبان ولایت فقیه باشید و راه ایشان را ادامه دهید.




 




۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۹:۲۸
جعفر نادری بنی


زندگی نامه شهید نگهدارحیدری بنی


شهید نگهدارحیدری بنی در سال 1315 چشمانش را به جهان گشود. او ازهمان ابتدا در طریق حقیقت گام می زد و از عاطفه سرشاربود.

روحش خدایی بود . ازشدت ایمان به زلال آب وروشنایی آفتاب رسیده بود. تمام کارهایش صبغه ی خدایی داشت. در سال 1342 سایه پدر را از دست داد و در فراق او ، سرپرستی دیگرفرزندان و مادرش را برعهده گرفت.

 ایشان با سعی و تلاش و با استقامت و بردباری ، هزینه ی زندگی خانواده را از طریق کار کشاورزی فراهم می نمود.  او در سال 1343 دختر یکی از بستگان را شریک زندگی ساده ی خود ساخت.

شهید نگهدار، عاشق اسلام و انقلاب بود و عاشقان را جز باعمل کاری نیست. به همین دلیل مشتاقانه در تظاهرات و جلسات مذهبی شرکت می کرد و درمساجد ، پرچم سترگ«یاالله» را بر می گرفت.و در نمازهای جماعت شرکت می کرد.

در دوران دفاع مقدس به عنوان راننده به جبهه رهسپارشد. و به عنوان سنگرساز بی سنگر مشغول ساخت سنگر و خاکریز برای رزمندگان اسلام شد.

شهید بارآخر در سال 1362 به جبهه رفت و در مبارزه ی بین حق و باطل شرکت نمود و درتاریخ دهم شهریورماه سال 1362 روحش که در کالبد تنگ و تاریک این جهان مادی نمی گنجید به ملکوت اعلی پیوست.




۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۳:۰۰
جعفر نادری بنی


فرازهائی از زندگی نامه شهید علی اکبر حیدری بنی


شهیدعلی اکبر حیدری بنی فرزند عزیزاله در سال 1349 در یک خانواده کشاورز متدین به دنیا آمد.

تحصیلات ابتدائی را در زادگاه خویش یعنی شهر بن پشت سرگذاشت و بعداز آن بخاطر کمک به پدر در کارهای کشاورزی از ادامه تحصیلات خودداری نمود .

از سال 1360 در کلاسهای بسیج که در پایگاه شهیدچمران (مسجد محل) شرکت می نمود و علاقه زیادی به اسلام و امام خمینی (ره) رهبر کبیر انقلاب اسلامی داشت. به همین خاطر درسن 14 سالگی پس از دیدن آموزشهای نظامی در بسیج از طریق تیپ قمربنی هاشم وارد جبهه های نبرد شد .


تا سال 1365در عملیات های مختلف شرکت داشت تا اینکه در سال 1365 در عملیات کربلای چهار در منطقه شلمچه به درجه رفیع شهادت نائل گردید.


پیکرمطهر این شهید عزیز 13 سال تمام در جبهه های نبرد باقی ماند تا اینکه در بهمن ماه سال 1378 پس از طواف حرم مطهر امام رضا(ع) به زادگاهش انتقال یافت و در جوارهمسنگرانش در گلزار شهدای شهر بن به خاک سپرده شد.

روحش شاد و راهش پررهرو باد.


 وصیت نامه شهید علی اکبر حیدری بنی


«بسم الله الرحمن الرحیم»

«الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»


(آنان که ایمان آوردند و مهاجرت کردند و در راه خدا به مال و جان خویش جهاد کردند ، در نزد خدا درجتی عظیم تر دارند و کامیافتگانند.)

 

بادرود و سلام خدمت آقا امام زمان(عج) و نائب برحقش امام امت ، خمینی بت شکن و امت شهید پرور و به امید شفاء معلولین و مجروحین و خلاصی اسراء و شادی روح شهدا و پیدا شدن مفقودین.

باری تعالی ایزدمنان تو را سپاس می گویم که مرا در مرحله ای از عمر قراردادی که بتوانم لباس رزم در راه خودت بر تن پر ازگناه خود ملبس کنم .

بعداز قدردانی و شکر خداوند یکتا چند کلامی وصیت که از قلبم جاری می شود برروی کاغذ می آورم.

پدر و مادر عزیزم سلام، آیا ناراحت می شوید از اینکه جنازه فرزندتان را آوردند ، به خدا قسم جای افتخار و خوشحالی شماست ، که صبرکنید و مصیبت یاران حسین(ع) را بیاد آورید. که 72 تن قربانی درراه خدا در روز عاشورا شدند. پس آیا جنازه من حقیر از هزاران جوان ایرانی و علی اکبر حسین(ع) و حضرت قاسم (ع) عزیزتر است هرگز ، هرگز . فقط جای شکر خداوند است که توفیق پیمودن راه حضرت اباعبدالله (ع) نصیبم گشته است.

پدرو مادر گرامی درست است که موقع کمک من به شما بوده و ثمره زحمت شما هستم ولی کار مهمتری از کمک من به شما یعنی جهاد در راه خدا را روی چشم محبتم گذاشتم و به جبهه آمدم.

ای جوانان نکند در رختخواب ذلت بمیرید که حسین(ع) در میدان شهید شد . و نکند در حال غفلت بمیرید که علی (ع) در محراب عبادت شهید شد. و مبادا در حال بی تفاوتی بمیرید که علی اکبرحسین(ع) در راه اسلام با هدف شهید شد.

 

 ای مادران نکند از رفتن فرزندان خود به جبهه ها جلوگیری کنید که فردای قیامت نمی توانید جواب زینب (س) را که متحمل 72 شهید شد را بدهید.

برادران دعا واستغفار یادتان نرود و من حقیر وقتی به این جهان فکرمی کردم ، یعنی از اقشار جامعه همچون افراد بی تفاوت به نظرم می آمد ، خدا را شاهد می گیرم که به حال آنان متأثر می شدم. چرا که اینان در این موقعیت زمانی لااقل می بایست یکبار به جبهه آمده باشند.

برادران وحدت خود را حفظ کنید . و وحدت خود را از روحانیت جدا نکنید. چرا که اگر روزی شما را از روحانیت جدا کردند روز جشن ابرقدرت ها و بدبختی مستضعفین است.

و من نمی خواهم کسانی که از امام پیروی نمی کنند ، در تشییع جنازه من حاضر شوند. ولی باشد که دعای شهدا آنان را نیز متحول سازد  و مورد رحمت الهی قرار گیرند.

در فرمایشات امام دقیق شوید و قدر او را دریابید و دعا به جان امام را فراموش نکنید.

و ای پدر و مادر نگوئید فرزندمان ناکام مرد، بلکه من به نهایت کام خودرسیدم و حناء دامادی را در جبهه به دست گذاشتم و نقل دامادی ام همان گلوله های دشمن است. که رنگ به رنگ می آید .

و از همه بهتر و باصفاتر در دامن گرفتن سرم بوسیله حضرت زهرا(س) و امام زمان(عج) است چه سعادتی از این بهتر.

امام را دعا کنید ، مهدی (عج) را صدا کنید.  والسلام


 



 

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ فروردين ۹۴ ، ۱۲:۰۹
جعفر نادری بنی




نام شهید :  محمد حیدری بنی

تاریخ تولد :12/9/1324

محل تولد : شهر بن

تاریخ شهادت : 8/9/1360

محل شهادت : بستان

محل خدمت : آتش نشانی ذوب آهن اصفهان

 

وصیت„نامه شهید محمد حیدری بنی


«ای اهل ایمان ، هرگاه با تعرض و تهاجم کافران در میدان کارزار روبرو شدید ، مبادا از بیم آنها پشت کرده و از جنگ بگریزید.«


با عرض سلام به رهبر انقلاب و ملت قهرمان ایران و جوانانی که رسالت و مسئولیتی بس سنگین به عهده دارند .

برادران و خواهران ما زمانی در ظلمت و تاریکی بودیم و سیاهی و عذاب سراسر زندگیمان را گرفته بود که نوری الهی ما را از میان ظلمتها فراخواند و به سوی روشنایی که به دنبالش نوری الهی بود کشاند و کشان کشان به دنبالش رفتیم تا به حق رسیدیم و آن نوری که به ماحیات جاودان می بخشید در وجود کسی دیدیم که روح خدا می خوانندش .

آری آن کسی بود که به ما قدرت خودشناسی و قدرت راه یافتن داد بعد از شناختن خودمان خدا را شناختیم و به دنبال عقیده که راه الله است حرکت کردیم و پیچ و خمها را پشت سر نهادیم تا به مقصود خود که جهاد فی سبیل الله بود رسیدیم .

حال به پا خیزید که راه خمینی را که راه انبیاست دنبال کنیم چرا که سرنوشت راه انبیاء شهادت است و آروزی تمامی کسانی است که به خاطر الله از جان و مال خود گذشته و همه را فدای اسلام نمودند .

آه که شهادت چه شیرین و گوارا است .

چند کلمه ای هم با پدر و مادر وبرادرو همسرم اگر شما خبر شهادت مرا شنیدید نماز شکر به درگاه خداوند بزرگ به جا آورید که از خانواده تان شهید داده اید و چنین فوز عظیمی را داشته اید .

همسر دلسوز و مهربانم ، از زحماتی که برای فرزندانم تحمل می نمایی تشکر می کنم . خداوند اجر جزیل و صبر عطا فرماید در تربیت فرزندانم کوتاهی مفرما وآنها را با اسلام و راه امام خمینی (ره) آشنایشان گردان . و السلام






۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ فروردين ۹۴ ، ۱۸:۳۶
جعفر نادری بنی