شهدای شهر بن

کاش بودیم با شما ، ای شهدای شهر مـن

شهدای شهر بن

کاش بودیم با شما ، ای شهدای شهر مـن

شهدای شهر بن

این وبگاه جهت معرفی شهدای شهر بن در استان چهارمحال و بختیاری طراحی شده است.
امیدواریم مورد رضایت شهدا قرار بگیرد.

خانواده های شهدا می توانند مطالب و عکس های شهدای خود را جهت درج در این وبگاه از طریق آدرس :
(شهر بن - خیابان ملت ، کافی نت شهر بن - شهر من ) به دست ما برسانند.

یا در صورت توان به آدرس naderi5jafar@gmail.com ایمیل نمایند.


کاربران می توانند اطلاعات شهید موردنظر را در قسمت راست وب در بخش طبقه بندی موضوعی و نام خانوادگی شهید مورد نظر جستجو نمایند.

اگراطلاعات جدیدی از یک شهید به دست ما برسد پست مربوط به آن شهید به روزرسانی می شود و در صفحه اصلی قرارمی گیرد.


آخرین نظرات
نویسندگان

۸ مطلب با موضوع «طاهری ، طادی» ثبت شده است


نام: غلامرضا

نام خانوادگی: طادی بنی

نام پدر: ابوالقاسم

تاریخ تولد: آبان ۱۳۴۴

محل تولد:شهر بن

  تاریخ شهادت: ۲۱ دی ۱۳۶۵

محل شهادت: شلمچه-کربلای ۵ 


مسئولیت: فرمانده گشت اطلاعات و عملیات لشگر ۴۴ قمر بنی هاشم(ع(

شغل: معلم - دانشجوی رشته پزشکی


شهید غلامرضا طادی بنی فرزند ابوالقاسم، درآبان ماه سال 1344 در خانواده ای مذهبی درشهربن دیده به جهان گشود. او حقیقتا در عمر بیست و یک ساله ی خود یک غلام و خدمتگذار به اسلام و میهن بود.

وی دوران ابتدایی و راهنمایی را در شهربن سپری کرد ، و در تمام مراحل با نمرات عالی دروس خود را پشت سرگذاشت ، و این نشان از استعداد و توانایی او در تحصیل علم و دانش بود.

تحصیلات دوران دبیرستان را در مدرسه ی سید جمال الدین اسدآبادی شهرکرد ادامه داد. و در این مدت در مقابل دانش آموزانی که عضو گروهک های مختلف بودند، شجاعانه ایستادگی می کرد.او در سال سوم دبیرستان راه سعادت خویش را برگزید و جاده ای را انتخاب کرد که به سرمنزل مقصود ختم می شد، از میان زرق وبرق های زندگی، نورهدایت را دنبال کرد و به جبهه ها شتافت.

در عملیات های «رمضان »،«محرم»،« والفجر مقدماتی» و« والفجر یک» شرکت نمود و به علت عدم حضور درکلاس در امتحانات شهریورماه شرکت کرد.استعداد شگرفی که خدا در او به ودیعه گذاشته بود، باعث شد که درس خود را ادامه دهد.

شهیدغلامرضا طادی جنگ را سرلوحه همه امورخود می دانست و درسال چهارم دبیرستان در عملیات« خیبر» شرکت کرد و پس از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان، در آزمون ورودی تربیت معلم شرکت کرد و درتربیت معلم شهرکرد پذیرفته شد. وی بعداز اتمام سال اول تربیت معلم، به جبهه رفت. و در اواسط سال دوم نیز درعملیات «والفجر8» شرکت نمود. او همچنان سلاح قلم و تفنگ را با هم حمل می کرد.

درتابستان سال 1365 دوباره در کنکور سراسری شرکت نمود و در رشته ی پزشکی پذیرفته شد.پیش از شروع ترم در جبهه حضور یافت و این بارفرماندهی تیم اطلاعات و عملیات تیپ قمر بنی هاشم(ع) را بر عهده گرفت.

آری/ این بار خداوند غلامرضا را ، در تاریخ بیست و یکم دی ماه سال1365، از میان دوستان و همرزمان گلچین کرد و در منطقه ی «شلمچه» و درعملیات «کربلای پنج» به دیدار یار شتافت.


وصیت نامه شهید غلامرضا طادی بنی


بسم الله الرحمن الرحیم

«انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا»


اینجانب با اعتقاد و ایمان کامل، به یگانگی خداوند تبارک و تعالی شهادت می دهم . و شهادت می دهم که حضرت محمد(ص) عبد و رسول الله می باشد. و شهادت می دهم به امامت وصی آن حضرت، حضرت امیرالمؤمنین(ع) و یازده پسران برحق آن حضرت، و شهادت می دهم که امام زمان حضرت مهدی(عج) آخرین وصی حضرت رسول الله می باشد و فی الحال به خواست خدا غایب می باشد.

بارخدایا درود فرصت برمحمد(ص) و آل اطهارش و چشم های عاشقان را به جمالشان منورساز.

بارخدایا به عصمت کلام امام زمان(عج) که فرمود: «انا خاتم الاوصیا و بی یدفع الله عزوجل البلا عن اهلی و شیعتی.» «من آخرین وصی هستم که خداوند بزرگ به وسیله من گرفتاریها را از خاندان و شیعیانم دورمی گرداند.» همه شیعیان و رزمندگان را تا ظهور آنحضرت و مخصوصا امام امت را حفظ فرما.

خدایا حمد و سپاس تو را که به این بنده حقیر و ضعیف توفیق شرف شهادت عطا فرمودی، و به خاطر اینکه در این دنیا وابستگی چندانی نداشتم ، با شهادت تمام آرزوهای مرا برآوردی.

الها! لحظه شهادت را بهترین لحظات عمر ما قراربده و تو خود جان مارا تحویل گیر،چرا که به جزتو امیدی نداریم.

معبودا! امام زمان(عج) را از جمیع بلایات ارضی و سمائی مصون و محفوظ بدار و آنحضرت رامؤید و منصور بدار، و در فرجش تعجیل فرما ، و برآن حضرت خروجش را آسان فرما.

پروردگارا! ای پرورش دهنده روح الله، امام امت ما را تا ظهور مهدی(عج) از جمیع بلاها ارضی و سمائی مصون و محفوظ قرارده.

خدایا! رزمندگان تو که عصاره پیروان ولایت و مردان شجاعت و به عشق ولایت در روی زمین هستند، مؤید و پیروز بدار.

بارالها! شهدای ما را اجازه ورود به محفل خاص الهی خود و رسیدن به مقام وجه اللهی عنایت فرما.

پدر و مادرعزیزم،در شهادت من برای سیدالشهداء(ع)، علی اصغر، علی اکبر، قاسم، عبدالله و... گریه کنید. که گریه کردن برای شهید، زنده نگه داشتن نهضت است.

پدر عزیزم،شما 21سال مرا پرورش دادی و تربیت کردی و امید آن داشتی که از گشت خود ثمره ای ببینی ، ان شاالله خداونددر آخرت برشما عطا خواهد کرد. و سختی چندروز دنیا را برایتان طلب خیرمی کنم. رسول الله فرمود:«الدنیا سجن المؤمن وجنة الکافر» . ان اشاالله خداوند به شما صبر و اجرعنایت فرماید. اینجانب قبل از هرکس به شما تبریک عرض می کنم و جداً از شما التماس دعا دارم ، و امیدوارم که ان اشاالله به لطف و عنایت خاص الهی از سرتقصیرات فرزندت درگذری و به امید دیدار در حکومت عدل جهانی.

مادرعزیزم، از دوردست شما را می بوسم و امیدوارم که به خاطر زحماتی که برای فرزند خود کشیده ای مرا ببخشید. من نمی دانم چه بگویم و چه بنویسم، آخر با این چند کلمه چه می شود کرد و چه می شود گفت ، وچگونه می توان با چند جمله زحمات 21 ساله شما را به تحریر درآورد. ان شاالله خداوند اجرشما را خواهد داد. مادرم در شهادت من صبور باش و قبل از هرکس به خاطرشهادتم به شما تبریک عرض می کنم.

برادرم،تو وارث خون شهیدی ، مسئولیت تو سنگین ترشده ،ای یگانه پشتیبان من در کودکی. جداً قلم من قاصراز این است که بتواند وصیت نامه شهید را بنویسد، ولی برحسب وظیفه دست به قلم بردم و اینک درمانده ام که چه بنویسم. برادرم شهادت برادرت را به شما تبریک عرض می کنم.

خواهرم، تو چون حضرت زینب(س) استوار و مقاوم باش و در شهادت من غمگین مباش. شهادت آرزوی جاوید من بوده است . شهادتم را به شما هم تبریک عرض می کنم.

امت شهید پرور و یاوران روح الله ، برشما باد اطلاعت از فرزند زهرا(س) که صراط مستقیم ، امروز امام است. زیرا که مولایش مهدی(عج) است.

و همه شما را سفارش می کنم به نماز اول وقت و برای فرج امام زمان(عج) دعا کنید.

مرا بین قبر شهید یوسف آقابابائی و شهید بختیارنادری و چسبیده به قبر شهید یوسف آقابابائی دفن کنید. وصیت نامه مرا برادرم بخواند.



                                              

 









۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۹:۳۲
جعفر نادری بنی


زندگی نامه شهید فضل الله طاهری بنی


شهید فضل الله طاهری بنی در سال 1347 درخانواده ای مذهبی و متدین در شهر بن دیده به جهان گشود. از کودکی در عین شوخ طبعی دارای اخلاقی نمونه بود . نسبت به پدر ومادر و اطرافیانشان بسیار دلسوز و مهربان بود.

تحصیلاتش را تا پایان دوره ی ابتدائی ادامه داد و پس از آن به شغل مکانیکی روی آورد. او در کار نیز فردی موفق و نمونه بود. به انجام واجبات و فرایض دینی ، اهتمام می ورزید.

در دوران انقلاب حضوری فعال در صحنه های انقلاب داشت ، ازجمله در توزیع اعلامیه و شرکت در تظاهرات.

دردوران دفاع مقدس به پیام امام(ره) لبیک گفت و مشتاقانه به صحنه های نبرد حق علیه باطل روی آورد. او در حالی که برای بار دوم به جبهه اعزام می گشت. با دلی پاک نسبت به شهادت خویش آگاهی می یابد و درحالی که نوزده بهار از عمر کوتاهش می گذشت به ندای حق لبیک گفت.

شهید فضل الله در سیزدهم مردادماه سال 1366 در جبهه ی « بانه و سردشت» شهد شیرین شهادت را می نوشد و به دیار یار می شتابد.


وصیت نامه شهید فضل الله طاهری بنی


به یاد الله آرامش دهنده قلبها. و با سلام خدمت آقا امام زمان(عج) و نائب بر حقش خمینی کبیر پیرجماران، اسوه مقاومت و لرزه افکن بر پیکرپوشالی سردمداران کفر جهان. و با درود و سلام برکلیه رهروان شرخ شهدا.

آیا کسی می تواند با چشم خود ببیند که دشمن قصد نابودی دین و قرآن و شرف و کشورش را دارد و باز سکوت اختیار کند.

من می روم تا با پرواز خود بسوی جبهه اسلام، سنگر خالی همرزمم را پرکنم. من می روم تا اسلحه برزمین افتاده برادرم را برگیرم و به جنگ صدامیان کافر روم. من می روم تا راه کربلا را برای دیگر عزیزان بازکنم.جانم فدای اباعبدالله(ع).

پدر و مادرعزیزم ، سلام ، امیدوارم که مرا حلال کرده و در عزایم گریه نکنید ، چرا که من با چشم باز این راه را پیمودم ، اگرگریه می کنید بر مظلومیت اباعبدالله الحسین(ع) گریه کنید.

مادر عزیزم می دانم که در برابر زحمات زیادی که برایم متحمل شده ای کاری نکرده ام، مرا ببخش و حلال کن. پدر جان! شما هم همینطور، اما امیدوارم خدا این قربانی ناقابل را ازشما قبول کند و من امانتی بودم از جانب خدا در دست شما که باید پس می دادید، چه بهتر که در این راه مقدس امانتتان را به خدا بازگردانید. من به ندای «هل من ناصر ینصرنی» امام لبیک گفته و به شهادت رسیدم.

خواهران و برادران عزیزم ، امیدوارم هر خوبی و بدی که از من دیده اید حلال کنید. برادران عزیزم اگرمن شهید شدم ، شما ادامه دهنده راهم باشید و نگذارید اسلحه ام برزمین بماند.

خواهران عزیزم ، وقار شما درحجاب است. شما با حجاب خود می توانید راه مرا ادامه دهید و این مشت محکمی بردهان دشمنان داخلی و خارجی است.

دوستان عزیزم مرا حلال کنید ، امیدوارم همواره مطیع ولایت فقیه بود و از این خط خارج نشوید.

اللهم ارزقنا توفیق الشهاده فی سبیلک.(والسلام علیکم ورحمه الله و برکاته) مورخه(2/11/65)

 

 



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ ارديبهشت ۹۴ ، ۲۰:۴۷
جعفر نادری بنی

 

زندگی نامه شهید حسین قلی طاهری بنی


شهید حسینقلی طاهری بنی فرزند هاشم ، در سال 1344 در خانواده ای متدین و متعهد و مذهبی در شهر بن پا به عرصه وجود نهاد.او دومین فرزند خانواده بود و بعداز گذراندن دوران طفولیت جهت کسب و آموختن و راه یابی به طبقات بالاتر علم راهی دبستان علامه در شهر بن شد و در این دوران با وجود وضعیت فقرمالی و با داشتن علاقه و ذوق سرشار کلاسهای درس علم و معرفت را به اتمام رسانید .

وی ازهمان ابتدا فردی دلسوخته و مهربان و نسبت به اعضاء خانواده عطوفت خاصی داشت. در این دوران تحصیل با کسالتی که پدر ایشان داشت به مسئولیت وی می افزود و درایام تعطیلات در کنار پدر در کارهای کشاورزی به او کمک می کرد. ایشان با توجه به فقرمالی و کسالت پدر مجبور شد ترک تحصیل نماید و جهت کمک به خانواده مشغول کار در زراعت و کارهای متفرقه جهت کمک خرجی خانواده شود.

البته در این دوران نماز و واجبات دینی و ترک محرمات و روح و اصالت آن را به معنای حقیقی درک می کرد.فوت پدر در همین سالهای زندگی او، مسئولیتش را سنگین تر کرد و وی شبانه روز فعالیت و تلاش برای خانواده می کرد .فعالیت و تلاش و اخلاق پسندیده، او را در خاطر ذهن ها ، دلها و یادها جای داد.

دراویل انقلاب در راهپیمائی ها و مساجد شرکت فعال داشت و مبحث انقلاب و هدف از انقلاب و... را به کانون خانواده می آورد. و خانواده را نسبت به مسائل آگاه می کرد.

بعداز انقلاب نیز فعالیت و مشغله وی افزونی می کرد و دراکثر مراسمات و در عزاداری اباعبدالله الحسین (ع) و... شرکت فعال و چشمگیری داشت. در این ایام بود که وی از سالار و سرور شهیدان نفس گرفت و در سال 1363  با تأکیدات حضرت امام خمینی(ره) با نیروهای بسیجی عازم جبهه های حق علیه باطل گردید.

 شهید هرگاه به مرخصی می آمد هیچگاه آرام و قرار در مرخصی را نداشت ، بطوریکه دل و قرار او درجای دیگری بود. وی مجددا به جبهه برگشت و به گفته شهیدان نگذاشت سلاح شهیدان به زمین بماند. می خواست که نگذارد سنگر جبهه خالی بماند.

اما اخلاص و صداقت و نمازهای شب او رنگ و بوی خاصی داشت ، به گفته مادر شهید در هنگام آمدن وی ازجبهه رنگ و بوی خاصی داشت که بسیار دوست داشتنی بود و قابل وصف نبود.

شهید عزیز نه برای مرخصی ، بلکه بخاطر رسیدگی به مادر داغدیده و افراد خانواده بی سرپرست می آمد.

تا اینکه بعد از23ماه پاسداری از مرزو بوم ایران اسلامی ، در 21 ماه مبارک رمضان سال 1365 در جبهه حاج عمران خداوند شربت شهادت را نصیبش نمود و شهید عزیز به لقاءالله پیوست.

روزی که به دنیا آمدی عریان        

                         جمعی به تو خندان ، تو بودی گریان

کاری بکن ای دوست که وقت رفتن

                         جمعی به تو گریان و تو باشی خندان

                       

 

 



شهید حسینقلی طاهری بنی نفراول از سمت راست



 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۸:۲۵
جعفر نادری بنی


زندگی نامه شهید علی اکبر طاهری بنی


شهید علی اکبرطاهری بنی در سال 1339 در شهر بن متولد شد.

وی در سن هفت سالگی به آبادان رفت و درآنجا دوران نوجوانی و جوانی خویش را سپری نمود تا اینکه با شروع جنگ تحمیلی به عضویت سپاه خرمشهردرآمد ، و عاشقانه درخدمت به میهن خویش و پیروی از ولایت امام (ره) تلاش کرد.

شهید بزرگوار که درعملیات «بیت المقدس» حضور داشت و درسال 1361 در منطقه ی عملیاتی جاده اهواز –خرمشهر به درجه عظیم شهادت نایل گشت. تا عطش دیدار را با حضور در دادگاه مولای خویش و با نوشیدن شربت شهادت فرو نشاند.

شهیدعلی اکبر از آنانی بود که عاشقانه در«سپاه خرمشهر» نام خویش را ثبت نمود تا جاودانه ی تاریخ باشد.






۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ ارديبهشت ۹۴ ، ۰۹:۱۱
جعفر نادری بنی


زندگی نامه شهیدقاسم طاهری بنی


شهیدقاسم طاهری بنی فرزند شکرالله ، در سال 1345 در شهر بن قدم بردنیای خاکی نهاده و چه کسی می دانست که روزی براوج قله های حضور پرواز خواهدکرد.

در سنین کودکی پای به گلستان علم و دانش گذاشت و همزمان با آن ، کمک کارپدرکشاورز خود نیز بود.

 او و یکی دیگر از شهدا به نام حسینقلی طاهری در مکتب علم ودانش ، شاگرد شهید بزرگوار الیاس احمدی بودند.آیا شاگردان و استادشان می دانستند که روزی قلم هایشان ، سلاح خواهد شد و سرمشق هایشان خط خون.

شهیدقاسم طاهری به دلیل مشکلات مالی خانواده ، تحصیل در مدارس روزانه را رها کرد و روزها به کسب روزی حلال و شب ها به تحصیل علم پرداخت. زمانی که خورشید انقلاب از پس پرده ها بیرون می آمد، او نیز از پرتوهای این خورشید بی بهره نماند. لحظه لحظه جان می گرفت و به مبارزه علیه طاغوت می پرداخت.

شهید درسن نوزده سالگی به خدمت مقدس سربازی اعزام شد و سرانجام در بمباران هوایی به وسیله هواپیماهای عراق به مقام بلند شهادت دست یافت.


فرازی از وصیت نامه شهیدقاسم طاهری بنی


نماز را هرگز فراموش نکنید و درهرزمان و هرموقعیتی نمازاول وقت را به تأخیر نیاندازد.

خواهران محترمه که درعرصه مبارزات انقلاب نقش عظیمی بردوش داشتند ، مسئوولیت بزرگی برعهده دارند که همانا رعایت حجاب اسلامی است.






۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۹:۰۸
جعفر نادری بنی


زندگی نامه شهید بهرامعلی طاهری بنی


شهید بهرامعلی طاهری بنی فرزند سعادتقلی ، در سال 1342 در شهربن دیده به جهان گشود.ازهمان کودکی راه را می شناخت،به این دلیل درآسمان عشق اهل بیت(ع) به پرواز درآمد.

او درماه محرم خدمتگزار عزاداران اباعبدالله (ع) بود . زمانی که آب لوله کشی در شهر موجود نبود ، ساقی مردم بود و کویرخشکیده لبان را طراوت می بخشید.

او آشنای راه بود ، خیلی زود فهمید که کدام راه را باید برگزیند. پس به جبهه اعزام شد تا طریق الی الله را بپوید و بالاخره راه کوتاه شهادت را درمنطقه رقابیه یافت.

اما او تنش سالها درخاک جبهه برجای ماند و پس از چندین سال جسم پاکش با تمام غربت به مهیمانی دیار آشنایی ها رفت. او به سوی ضامن آهو پروازنمود تا درجوار امامش مأوا گزیند.

 

فرازی از وصیت نامه شهید بهرامعلی طاهری بنی


ای خواهران و برادران ! نماز خود را سرموقع بخوانید و درساختن و حفظ مساجد از هیچ کمکی خودداری نکنید.و بیشتر اوقات، نماز رادرمسجد بخوانید.

بسیارمهمان نواز باشید ، چشم خود را از نامحرم بپوشانید.






۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۹:۱۱
جعفر نادری بنی


زندگی نامه شهید سردار طاهری بنی


شهید سردار طاهری بنی در سال 1336 در شهر بن پا به عرصه خاک گذاشت تا چند صباحی را در این دنیای خاکی زندگی کند و آنگاه به قرب قرب حق نایل شود و به آرزوی دیرینه خویش که شکستن قفس تن و رستن از این دنیای پوچ که فقط پلی است برای گذر به بهشت برین برسد.

برخی چه سهل از این پل گذشتند و رفتند و سردار که اینک سخن از اوست از آن سروقامتان بود که پای بدین ره نهاد و رستگار گشت.

سردار از آنانی بود که قدم در راه تلاشی سبز نهاد تا سبزینه وجودش را در بازار عشق اللهی به فروش رساند.

شهید سردار طاهری بنی در سال 1354 عازم خدمت سربازی گشت و پس از مدتی معاف شد. اما با هجوم رژیم بعثی عراق و آغاز جنگ تحمیلی این بزرگوار به ارتش فراخوانده شد و در جبهه های جنگ مشتاقانه لباس رزم پوشید.

خدا خوب بندگانی را به سوی خود فرا می خواند و مزد پاسخ گو به ندای حق را شهادت قرار می دهد. و سردار ، شهادت را با روی باز در آغوش گرفت و برما آشکار شد رمز این جمله که «شهادت را به بها دهند نه به بهانه»

شهید سردار طاهری بنی در سال 1359 به درجه رفیع شهادت نایل گشت و اولین شهید شهربن بود که در گلزارشهدای شهربن آرام گرفت و منزلی ابدی یافت.

روحش شاد و راهش پررهرو باد.





۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۲:۲۵
جعفر نادری بنی



در انتظار مطالب




۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ فروردين ۹۴ ، ۱۸:۰۸
جعفر نادری بنی