شهدای شهر بن

کاش بودم با شما ، ای شهدای شهر مـن

شهدای شهر بن

کاش بودم با شما ، ای شهدای شهر مـن

شهدای شهر بن

این وبگاه جهت معرفی شهدای شهر بن در استان چهارمحال و بختیاری طراحی شده است.
امیدواریم مورد رضایت شهدا قرار بگیرد.

خانواده های شهدا می توانند مطالب و عکس های شهدای خود را جهت درج در این وبگاه از طریق آدرس :
(شهر بن - خیابان ملت ، کافی نت شهر بن - شهر من ) به دست ما برسانند.

یا در صورت توان به این آیدی در تلگرام ben_man@ بفرستند.


کاربران می توانند اطلاعات شهید موردنظر را در قسمت راست وب در بخش طبقه بندی موضوعی و نام خانوادگی شهید مورد نظر جستجو نمایند.

اگراطلاعات جدیدی از یک شهید به دست ما برسد پست مربوط به آن شهید به روزرسانی می شود و در صفحه اصلی قرارمی گیرد.

آدرس کانال شهر بن در روبیکا و تلگرام beneman@

آخرین نظرات
  • ۱۸ بهمن ۹۹، ۱۵:۰۱ - امیرحسین احمدی
    👍👍💗
نویسندگان

۲ مطلب با موضوع «جانبازان و رزمندگان» ثبت شده است

 

 

رزمنده ای که عکسش در کشور معروف شد و در مراسم ها و مناسبت های مختلف مثل هفته دفاع مقدس و هفته بسیج به صورت بنر در مکان های مختلف استفاده می شود،ولی کمتر کسی می داند اهل کجاست وگمنام مانده است، هنوز در قید حیات است و مردم شهرستان بن از توابع چهارمحال و بختیاری با داشتن این یادگار جنگ تحمیلی به خود می بالند.


پیرمرد رزمنده حاج علیقلی علی بیگی بنی (که مردم او را در زادگاهش به نام «علیقلی همت» می شناسند) فرزند میرزاجان متولد 1312ساکن( شهرستان بن)


بنده طی سه دوره، یکی در سال 1360 عملیات فتح المبین،سال 1362 عملیات خیبر و در سال 1365 عملیات کربلای پنج در دفاع مقدس حضور داشته است و داری 25 درصد جانبازی هستم.


این یادگار جبهه های حق علیه باطل در مورد تصویر معروفش که بر جلد کتاب های دبستان هم زیاد چاپ شده است ادامه داد: « در عملیات خیبر سال 62 در جزیره مجنون سوار بر قایق بودیم که یک خبرنگار نیز با ما بود که این عکس را از ما گرفت .

وی می گوید: سال 1371 که امام خامنه ای(مد ظله العالی)به استان ما سفر کردند سراغ بنده را گرفته بودند و گفته بودند به این رزمنده بگویید بیاید پیش من ، من هم به حضور او رفتم وقتی من در کنار ایشان بودم از ما خیلی عکس گرفتند .که یک نمونه از آن عکسها را خودم داشتم که چند سال پیش به یکی از اقوام که در اصفهان ساکن هست هدیه دادم
حاج علیقلی می گوید: سفر حج عمره مشرف شده است ولی خیلی دوست دارد سفر حج تمتع برود و چند سال هم هست که نام نویسی کرده است و تا حالا چندین بار هم اسمش در آمده است ولی به علت مشکل جسمی و کهولت سن به او اجازه سفر به حج تمتع را نمی دهند که این آرزو همچنان در دل او مانده است.

 

داستان این پنج نفر مربوط به یکی از خاطره انگیز ترین عکس های دوران دفاع مقدس است که در آن پیرمرد هفتاد ساله ای در کنار چهار نوجوان٬ سوار بر قایق عازم عملیات خیبر هستند؛ ناصر اکبرپور خبرنگار خبرگزاری صدا و سیمای مرکز چهارمحال و بختیاری برای نخستین بار این پنج نفر را پس از ۳۵ سال از لحظه ثبت عکس دور هم جمع کرد.

این عکس که به مناسبت های گوناگون در شهرهای سراسر کشور بر دیوارها نقش بسته است، در گذشته بر روی جلد کتاب های دبستان هم بود و اکنون این جانبازان بسیجی که حتی از زنده بودن یکدیگر اطلاعی نداشتند، در شهر بن زادگاه پیرمرد در هفته بسیج یکبار دیگر به هم رسیدند تا خاطرات جنگ زنده شود.

نوجوانان ۱۴ تا ۱۷ سال در قاب عکس که حالا به دوره میانسالی رسیدند، در لحظه دیدار به راحتی پیرمرد معروف عکس را شناختند، اما این موضوع برای حاج علیقلی علی بیگی کمی دشوار بود.

خبرنگار خبرگزاری صدا و سیما توانست این جانبازان بسیجی را که همگی اهل چهارمحال و بختیاری اما ساکن استان های کردستان٬ فارس٬ اصفهان و شهر بلداجی بودند، در یک روز گرد هم آورد و عکس سال ۶۲ را یکبار دیگر در سال ۹۷ بازنمایی کرد.

این عکس معروف را سعید صادقی ثبت کرد اما ناگفته های آن مهمتر از خود عکس است، چرا که این بسیجیان نخستین رزمندگانی بودند که با حمله به قلب دشمن بعثی در دجله وضو گرفتند.

این خبر در سال ۶۲ از سوی مرحوم حجت الاسلام والمسلمین هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه تهران به اطلاع مردم رسید و موجب شادی و بازگشت امید به کشور شد.

این جانبازان بسیجی پس از جنگ به زندگی عادی بازگشتند و هم اکنون حاج علیقلی با بیش از ۱۰۰ سال عمر همچنان مشغول کشاورزی، آقای نیازی بازنشسته سپاه، آقای رضاقلی ایدر در شغل مغازه داری خوار و بار، آقای حسینی راننده لودر شهرداری بلداجی و آقای صفیان جوشکار است.

این رزمندگان بسیجی می گویند خودشان در گمنامی، اما عکسشان همیشه معروف بوده و کسی فکر نمی کرده است که این رزمندگان زنده باشند.

 

 

 

 

رزمندگان عکس معروف بعد از مدت ها در کنار هم سال 1397

 

 

 

 

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ آذر ۹۹ ، ۱۸:۱۵
جعفر نادری بنی

 

🔸 تنها بانوی رزمنده و جانباز استان چهارمحال و بختیاری

 

نام : حاجیه خانم نازبیگم حسین میرزایی بنی
نام پدر: علی جان
تاریخ تولد : ۱۳۰۴/۰۲/۱۲
محل تولد : بن

 

مرحومه حاجیه نازبیگم حسین میرزایی بنی فرزند علیجان، امدادگر شجاع و جانباز 25 درصد، تنها بانوی رزمنده استان چهارمحال و بختیاری در سال های دفاع مقدس است.

8 سال دفاع مقدس اگر چه روایت مردان شجاعی است که دلیرانه جنگیدند اما حدیث ایثار و استقامت زنان با ایمانی هم هست که در جیهه های نبرد حماسه آفریدند.

شیرزنانی که از صبوری و شهامت حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) درس گرفته و دوشادوش رزمندگان اسلام در جبهه های حق علیه باطل، فریاد «هَل مِن ناصر یَنصُرنی» رهبر خویش را لبیک گفتند و ان شاء الله مشمول «... وَ فَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِینَ عَلَى الْقَاعِدِینَ أَجْرًا عَظِیماً» (سوره مبارکه نساء/ آیه 95) خواهند بود.

همان ها که حدیث ایثار و استقامتشان را نه با قلم و کاغذ، که با جان و دل باید نوشت و سرود .... 

مرحومه حاجیه نازبیگم حسین میرزایی بنی فرزند علیجان، رزمنده شجاع 8 سال دفاع مقدس در تاریخ 2 اردیبهشت ماه 1304 در خانواده ای مذهبی در شهر بن از توابع استان چهارمحال و بختیاری به دنیا آمد.

وی، از همان کودکی در هر مراسمی که نامی از امام حسین (ع) برده می شد حضور داشت، عشق و علاقه به سرور و سالار شهیدان (ع) در وجودش ریشه دوانده بود.  مرحومه حسین میرزایی در سن هجده سالگی با فردی به نام نصرالله سلیمی از همشهریان خود ازدواج کرد.  او به عنوان بانویی مؤمنه، باتقوا و دلسوز، علاوه بر اهتمام به نماز، قرائت قرآن و تهجد، همواره در پی رسیدگی به امور فقرا و نیازمندان و محل رجوع بانوان و خانواده ها برای حل مشکلات شان بود.

علاوه بر عشق به امام حسین (ع)، عشق به ولی فقیه زمان، امام خمینی (ره) نیز انگیزه ای شد تا این بانوی مؤمنه در تظاهرات، راهپیمایی ها و مبارزات قبل از پیروزی انقلاب اسلامی علیه رژیم شاهنشاهی پهلوی حضور و نقش فعال و موثری داشته باشد. 

همسر مرحومه حسین میرزایی (مرحوم نصرالله سلیمی) در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1357 و بعد از سه سال رنج بیماری از دنیا رفت و او را که فرزندی هم نداشت، تنها گذاشت.

با آغاز جنگ تحمیلی در سال 1359، این بانوی ایثارگر که سختی های زندگی از او زنی مقاوم و صبور ساخته بود، با جمع آوری کمک های مردمی به پشتیبانی از جبهه ها پرداخت تا اینکه در تاریخ 18 فروردین ماه 1361 به عنوان امدادگر عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل در جنوب کشور شد.

اخلاص و شوق این بانوی ولایتمدار در کمک به رزمندگان در حدی بود که با فروش منزل مسکونی خود، یک دستگاه آمبولانس خرید و برای کمک به مجروحین به جبهه ها فرستاد.

این بانوی رزمنده اگر چه فرزندی نداشت اما رزمندگان و مجروحین در بیمارستان های شوش، اهواز و سوسنگرد و مراکز درمان صحرایی جبهه ها، او را به عنوان مادری دلسوز می شناختند. وجود این بانوی امدادگر آن روزها باعث شده بود تا مجروحین جنگی، طعم داشتن مادری دلسوز را بچشند و در لوای مهر و محبت او به درمان و سلامتی برسند.

این بانوی مقاوم و استوار و مومنه در سال ۱۳۵۹ به عنوان امدادگر عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل شد و در سال ۱۳۶۱ در اثر بمباران شیمیایی در حال امداد رسانی به مجروحین از ناحیه سر ، چشم چپ و پهلو به درجه رفیع جانبازی نائل آمد.
این بانوی رزمنده در تاریخ ۱۳۷۵/۰۴/۲۸ در زادگاهش شهر بن دیده از جهان فرو بست.

 

 

✳️ آیا می دانید؟ جانباز سرافراز مرحومه حاجیه خانم نازبیگم حسین میرزائی تنها بانوی رزمنده و جانباز استان چهارمحال بختیاری در دفاع مقدس بود.

✳️ آیا می دانید؟ این شیرزن هشت سال تمام در جبهه ها به عنوان امدادگر به رزمندگان خدمت کرد.

✳️آیا می دانید؟ این رزمنده زن هم با جان و هم با مال خود به جبهه خدمت کرد که تمام دارایی خود و حتی خانه خود را فروخت و با خرید آمبولانس و اهدا آن به جبهه جانانه در این راه قدم گذاشت  و تا آخر ، عمر خود را بعد از اتمام جنگ در خانه سالمندان سپری نمود.

✳️آیا می دانید؟ این بانوی شجاع به افتخار جانبازی 25 درصد نائل آمد.

 

✳️ محمد صادقیان از دیار چناران استان خراسان رضوی یکی از مجروحین و جانبازان دفاع مقدس که زندگی خویش را مدیون این مادر مهربان می داند، می گوید:

« در تاریخ 2/ 10/ 61 مجروح شدم و به بیمارستان جندی شاپور اهواز منتقل و تحت مداوا قرار گرفتم.
در حال بیهوشی و در حالتی مثل خواب و رویا، احساس کردم مادرم کنارم نشسته و با پنبه ای صورت خون آلودم را پاک می کند.
دائم می گفتم: مادر زحمت نکش، خودم صورتم را می شویم.
وقتی به هوش آمدم، خانمی را بالای سرم دیدم که اشک می ریخت و دعا می خواند و صورتم را پاک می کرد،
احساس کردم مادرم کنارم نشسته.
پرسیدم: خانم! شما کی هستی؟
اینجا چه کار می کنی؟
من خواب دیدم مادر خودم صورتم را تمیز می کند، شما دارید زحمت می کشید؟
گفت: من هم مادر توام. من فرزندی ندارم مرا به مادری قبول کن.
من هم گفتم: شما مادر من باش. من نوکری شما را می کنم.
بعداً متوجه شدم ایشان تمام وقت، زندگی و پول خود را صرف جبهه های جنگ کرده است و حتی بعد از جنگ هم به ایشان سر می زدم. »

🌹 این مادر مهربان کسی نبود جز نازبیگم حسین میرزائی بنی امدادگر جبهه  در هشت سال دفاع مقدس

 

✳️ روح‌الله حسین میرزائی از بستگان مرحوم  حاجیه خانم نازبیگم حسین میرزائی به خاطر می‌آورد:

«با وجود وضعیت جسمانی نازبیگم، جلسات روضه و دعای ماه محرم هم‌چنان ادامه داشت. حتی گاهی مرا به منزل دعوت می‌کرد تا برایش روضه‌ امام حسین (ع) بخوانم. هر وقت مادر و پدرم به منزل حاج خانم می‌رفتند، پیغام می‌داد:
-به روح‌الله بگویید بیاید روضه‌ امام حسین (ع) را بخواند.
وقتی روضه را شروع می‌کردم به حدی گریه می‌کرد که خودم هم شروع میکردم به گریه کردن.»
این عشق و ارادت به امام حسین (ع) تا پایان زندگی زبان‌زد همه بود.

تا این‌که در بیستم تیر سال 1375 نازبیگم از بین‌مان رفت تا همه را در غم از دست دادن مادر فرو ببرد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ آذر ۹۹ ، ۱۱:۲۰
جعفر نادری بنی