شهدای شهر بن

کاش بودیم با شما ، ای شهدای شهر مـن

شهدای شهر بن

کاش بودیم با شما ، ای شهدای شهر مـن

شهدای شهر بن

این وبگاه جهت معرفی شهدای شهر بن در استان چهارمحال و بختیاری طراحی شده است.
امیدواریم مورد رضایت شهدا قرار بگیرد.

خانواده های شهدا می توانند مطالب و عکس های شهدای خود را جهت درج در این وبگاه از طریق آدرس :
(شهر بن - خیابان ملت ، کافی نت شهر بن - شهر من ) به دست ما برسانند.

یا در صورت توان به آدرس naderi5jafar@gmail.com ایمیل نمایند.


کاربران می توانند اطلاعات شهید موردنظر را در قسمت راست وب در بخش طبقه بندی موضوعی و نام خانوادگی شهید مورد نظر جستجو نمایند.

اگراطلاعات جدیدی از یک شهید به دست ما برسد پست مربوط به آن شهید به روزرسانی می شود و در صفحه اصلی قرارمی گیرد.


آخرین نظرات
نویسندگان

شهید یوسف آقابابائی بنی

يكشنبه, ۲۸ تیر ۱۳۹۴، ۰۳:۴۰ ب.ظ



شهید یوسف آقابابایی بنی

نام پدر: رجبعلی

تاریخ تولد: 1345/6/7

محل تولد:بن

وضعیت تاهل :مجرد

مسئولیت شهید در جبهه :رزمنده

یگان اعزامی :بسیج

تاریخ شهادت : 1362/12/7

کیفیت شهادت:-----

محل شهادت:جزیره مجنون

محل مزار :گلستان شهدا بن

عملیات منجر به شهادت:------


زندگی نامه شهید یوسف آقابابائی بنی


شهید یوسف آقابابائی بنی فرزند رجبعلی ، درسال 1345 در شهربن به دنیا آمد.

پدر بزرگوارش سه ماه قبل از تولد شهید ، دارفانی را وداع گفت.

یوسف زیردستان پرمهر مادرگرامی اش رشد کرد که به دوران نوجوانی رسید در این هنگام درکوره آجرپزی مشغول کار شد، تا خرج معیشت خانواده خویش را تأمین کند.

شهید یوسف آقابابائی در سال 1362 ، مشتاقانه به جبهه های جنگ قدم نهاد تا وظیفه خویش را به عنوان جوان ایرانی به انجام رساند.

وی همواره در گفته هایش از گشودن راه کربلا سخن می گفت ، در مراسم امام حسین(ع) شرکت داشت و از جمله یاران حسین(ع) بود که درراه هدف و دین خویش جان خود را تقدیم اسلام نمود.



فرازی از وصیت نامه شهید یوسف آقابابائی بنی


بسم الله الرحمن الرحیم

به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان ، این شهیدان راستین حق

درود و سلام بر مهدی موعود(عج) و درود و سلام بی پایان بر امام امت و درود و سلام بر امت ایران.

پس از عرض سلام، من ازشما مادر مهربان و همشیره های گرامی خواهش می کنم که اگر از کودکی تاکنون حرف ناراحت کننده ای برای شما زده ام، مرا ببخشید و حلال کنید.

ضمناً مادرعزیز من در شکم تو بودم که پدرم را از دست دادم و تو بی پدر مرا بزرگ کرده ای و برای من مدت 18 سال خیلی زحمت کشیده ای و از روی نادانی اگرحرفی برای شما زده ام باید مرا ببخشید و شیر خود را برای من حلال کنید.

من واقعاً قدرتو را ندانستم. هیچ مادری مثل تو برای فرزندش زحمت نکشیده است و اگر من شهید شدم خیلی باید خون سرد باشید و برای من گریه نکنید. خون من که از شهیدان دیگر سرخ تر نیست.

دیگر انتظار مرا نکشید. برگشت من خیلی کم است. ان شاالله که شهادت نصیب ما می شود.

زندگی چیست؟ خون دل خوردن      

                                 اولش رنج و آخرش مردن


مادربیا در سنگرم            خمپاره خورده پیکرم

گلوله بارد برسرم            مادربیا ، مادر بیا

















موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۴/۲۸
جعفر نادری بنی

آقابابائی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی