شهدای شهر بن

کاش بودیم با شما ، ای شهدای شهر مـن

شهدای شهر بن

کاش بودیم با شما ، ای شهدای شهر مـن

شهدای شهر بن

این وبگاه جهت معرفی شهدای شهر بن در استان چهارمحال و بختیاری طراحی شده است.
امیدواریم مورد رضایت شهدا قرار بگیرد.

خانواده های شهدا می توانند مطالب و عکس های شهدای خود را جهت درج در این وبگاه از طریق آدرس :
(شهر بن - خیابان ملت ، کافی نت شهر بن - شهر من ) به دست ما برسانند.

یا در صورت توان به آدرس naderi5jafar@gmail.com ایمیل نمایند.


کاربران می توانند اطلاعات شهید موردنظر را در قسمت راست وب در بخش طبقه بندی موضوعی و نام خانوادگی شهید مورد نظر جستجو نمایند.

اگراطلاعات جدیدی از یک شهید به دست ما برسد پست مربوط به آن شهید به روزرسانی می شود و در صفحه اصلی قرارمی گیرد.


آخرین نظرات
نویسندگان

۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «علی بیگی» ثبت شده است



شهید علی رضا علی بیگی بنی

نام پدر: قربان علی

تاریخ تولد:1338/3/15

محل تولد: بن

وضعیت تاهل :مجرد

مسئولیت شهید در جبهه :رزمنده

یگان اعزامی :بسیج

تاریخ شهادت :1362/5/2

کیفیت شهادت:------

محل شهادت:------

محل مزار :گلستان شهدا شیراز

عملیات منجر به شهادت:-------



شهید علیرضا علی بیگی بنی(قربانعلی)


شهیدعلیرضا علی بیگی بنی فرزند قربانعلی، در شهربن متولد شد و زندگی پرازسختی و مشکلات را به همراهی خانواده اش سپری نمود و در سن سیزده سالگی به اتفاق خانواده خود به شیراز رفت، و درآنجا اقامت گزید.

در سن نوزده سالگی به خدمت مقدس سربازی رفت و پس از پایان دوره سربازی از طریق سپاه شیراز به منطقه ی جنگی اعزام شد و به عنوان آرپی جی زن در منطقه ی عملیاتی «حاج عمران» در تاریخ اول مردادماه سال1362 به فیض عظیم شهادت نایل گشت.

مزار این شهید بزرگوار در بهشت زهرای شیراز می باشد.


 فرازی از وصیت نامه شهیدعلیرضا علی بیگی بنی


برای رزمندگان اسلام و امام دعا کنید.

درهمه حال حجاب را رعایت کنید و چشم خود را ازنامحرم بپوشانید.

نماز خود را سرموقع بخوانید و بیشتر اوقات نماز را در مسجد بخوانید.

زینب(س) را الگوی خود قراردهید که چگونه در مقابل سختی ها مقاومت کرد و صبور بود.





 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۹۴ ، ۰۹:۱۰
جعفر نادری بنی



منتظر مطالب شهید



۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۷ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۷:۳۳
جعفر نادری بنی





شهید حاج قربانعلی علی بیگی بنی فرزند عبدالصمد  در سال 1314 در خانواده ای متدین وکشاورز در شهر بن به دنیا آمد. ایشان تحصیلات خود را در مکتب خانه های آن زمان گذراند.

 وی در دوران انقلاب در مبارزات علیه ستم شاهی نقش بسزائی داشت. که چندین با رعوامل ساواک به منزل ایشان حمله نمودند و شهید بزرگوار را مورد ضرب و شتم قرار دادند.

ایشان یکی از افراد خیر و نیکوکار شهر بن بودند که زبانزد خاص و عام مردم بودند.

شهید حاج قربانعلی علی بیگی بنی در سال 1361 به جبهه اعزام می شود و در عملیات والفجر مقدماتی بر اثر اصابت ترکش دشمن به کمر قطع نخاع می شود و به درجه جانبازی نائل می آید و 28 سال زندگی خود را برروی ویلچر می گذراند و درتاریخ 24/11/1389 به درجه رفیع شهادت نائل می گردد و به جمع همسنگران شهیدش خود می پیوندد.

 روحش شاد و یادش گرامی







۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۸:۴۲
جعفر نادری بنی




شهید یعقوب علی بیگی بنی

نام پدر: عبدالکریم

تاریخ تولد:1349/5/10

محل تولد: بن

وضعیت تاهل :مجرد

مسئولیت شهید در جبهه :رزمنده

یگان اعزامی :بسیج

تاریخ شهادت :1365/10/26

کیفیت شهادت:------

محل شهادت:شلمچه

محل مزار :گلستان شهدا بن

عملیات منجر به شهادت:کربلای 5

زندگی نامه شهید یعقوب علی بیگی بنی


شهید یعقوب علی بیگی بنی فرزند عبدالکریم در تاریخ دهم مردادماه 1349 در شهر بن دیده به جهان گشود ، تا رشادتی دیگر را در دفتردنیا به ثبت برساند . پس از گذراندن دوران کودکی ، در سنگر علم و دانش به مبارزه با جهل پرداخت .

او سنش کم بود اما جوهرمردانگی در وجودش نهفته بود. به این دلیل در کودکی با وجودسن کم ، علاوه بر رفتن به مدرسه ، عصای دست پدر و مادرش نیز بود، ودر کارهای به آنها کمک می کرد. و همیشه می گفت : من نمی توانم زحمات پدر و مادرم را جبران کنم.

صفای باطن در رفتارش آشکار بود. درهمان سنین کودکی وارد بوستان نماز شد تا بذر عشق را از آن برگیرد. باطن پاکش باعث شد که در گروه«انعمت علیهم» قرارگیرد. زیرا هنگامی که میان کفرو ایمان جنگ در گرفت ، او نیز از جمله کسانی بود که در میان سپاه ایمان به مبارزه با کفر پرداخت.

سنش برای جنگ کردن کم بود ولی معتقد بود که دفاع از اسلام و میهن، پیر و جوان و کودک نمی شناسد.به این دلیل تاریخ تولد خود را در شناسنامه ، تغییرداد تا بتواند به جبهه برود.


او توانست سه بار در جبهه ها حضور یابد تا به دشمن بفهماند که اگر اسلام در خطر باشد کودکان و نوجوانان این مرز و بوم نیزحاضرند تا حضور سبزشان را درجبهه ها به نمایش گذارند.

شهید در عملیات والفجر8 از ناحیه دست راست زخمی شد و بعداز معالجه فراوان بهبود یافت و دوباره به صحنه پیکار با دشمن بازگشت.

این شهیدبزرگوار در سن هفده سالگی از پل دنیا عبور کرد و به وادی شهادت رسید. و بازهم نام فهمیده ای دیگر ، در دفتر شهادت به ثبت رسید.

 

 

وصیت نامه شهید یعقوب علی بیگی بنی


(قل ان صلاتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین)

شهادت تزریق خون به پیکر اجتماع است. (شهید مطهری)


با درود و سلام فراوان بریگانه منجی عالم بشریت حضرت مهدی(عج) و نائب برحقش امام خمینی و با درود و سلام فراوان بر تمام شهیدان صدر اسلام . و با درود و سلام بر تمام معلولین و مجروحین اسلام.

خود را موظف دانستم وصیت نامه ای را طبق سفارش نبی اکرم(ص) نوشته تا شاید موجب راهنمائی و عبرت آیندگان و زندگان باشد.و از طرفی برای من حقیر نیزمایه خیری شود تا برایم طلب مغفرت کنید.

سخن بسیار است و قلم شکسته و وقت ناچیز، مدت ها بود در فکر این بودم که آیا من هم باید وصیت نامه بنویسم و یا بخاطر اینکه دیگر من هم باید در جبهه ها شرکت داشته باشم .

وصیت نامه را هم نباید بنویسم اما دیدم که نوشتن وصیت نامه وظیفه هر مسلمانی است و من هم خود را موظف دانستم بنویسم ، اما چه بنویسم؟

نوشتنی ها را فقط به نظر من شهداء می نویسند و پس نوشتن ما چند صباحی دوام دارد ، ولی نوشتن آنها چون سابقه الهی دارد فنا ندارد، چون شهید با خون خود می نویسد.

میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است.

به هر ترتیب من هم می خواهم بنویسم، نوشتنی که نه چون نوشتن شهیدان بلکه بوئیدن عطرشان فراگرفتن از خطشان و پیروی کردن از راهشان باشد. نوشتن این وصیتنامه فقط و فقط بخاطر خداست و این که با نوشتن آن رد مظالمی کرده باشم.

چنانچه از طرف من به کسی آسیب یا اذیتی رسیده است و یا اگرحقوقی از کسی به گردن من می باشد که به علت دسترسی نداشتن به ایشان و یا به خاطر خجالت کشیدن از آنان و یا قصوری که در طول زندگی ام داشته ام بتوانم به این وسیله رضایت آنان را جلب نموده باشم.

لذا از کلیه افرادی که از من اذیتی دیده اند و یا حقوقی به گردن من دارند ، طلب بخشش می کنم و ازآنها درخواست دارم که از من راضی باشند تا خدا از من راضی شود .

امیدوارم با گذشت و بخشش من خدا هم از شما راضی و خشنود باشد.از جمله کسانی که حقوق زیادی برگردن من دارند و من نتوانستم ذره ای از محبت آنان را پاسخ دهم ، والدین من می باشند که در طول عمر برای من زحمت کشیده اند.

پدر و مادرم ، اگرچه شما چندین سال شب و روز تمام ساعات زندگی خود را وقف من کرده اید، اگرچه زمانی که دیگران در استراحت بودند شما در رنج بسر برده اید .

 اگرچه پدرگرامی شما که در عمرت شب و روز برای ما کارکرده ایدو زحمت کشیده اید و شما ای مادر عزیزو مهربانم چندین سال همچون زندانی در خانه بخاطر من محصور بوده اید ، می خواهم جبران محبت ها و زحمات بسیار شما را با نوشته ناقابل جبران کرده باشم.

هرچند اگر دائم خدمتگزار شما باشم ، ولی مادرقادر به جبران گوشه ای از آن همه محبت و زحمت شما نیستم . درمورد شما هرچه بنویسم تا بتوانم رضایت شما را جلب نمایم ، کم نوشته ام ، امیدوارم از من راضی باشید که با رضایت شما خدا نیز از من راضی گردد.

شهادت لیاقتی می خواهد که هرکسی آن را ندارد و هرکسی شایسته آن نیست.

پس خدایا لیاقت شهادت را نصیب من کن. خدایا این لباس تقوی و زره محکم الهی را که بر تن هرکس نرود برتن من بنما تا من هم جزو جهادگران در راه تو به حساب آیم.

خدایا ما را جزو صالحین و صدیقین و شهداء قراربده تا گروه انعمت علیهم باشیم.خدایا آرزوی من شهادت بوده است. و تو خود ضامن بوده ای که جواب بندگانت را بدهی و من وظیفه خود را که خواستن شهادت و کوشش درراه ایفای آن است انجام داده ام و آن تو هستی که یا مرا بخواهی و یا دست رد بر سینه ام بگذاری. خدایا اگرشهادت را روزیم نکنی چگونه به جمال تابناک معصومین(ع) و شهدا در روزقیامت بنگرم . خدایا برنعماتی که به من داده ای شکر می کنم و یقین دارم که تو خیر مرا می خواهی بدان که عاشق تو هستم و عاشق حجت تو حضرت مهدی (عج).

ای امت دلاور و شهید پرور ، ای مادران جوان از دست داده و ای پدران پیری که فرزندانتان را چون اسماعیل به قربانگاه فرستادید. ای خواهران و برادران شهدا صبرپیشه کنید و تمام مشکلات را به جان و دل پذیرا باشید که صبرشما مشتی محکم است بردهان یاوه گویان و مزدوران داخلی و استکبار جهانی .

برادرم برای من گریه نکن اگرگریه کنی رهرو حسین(ع) و از یارانش نیستی برای حال خودت گریه کن .ای خواهرم هروقت خواستی بیاد من گریه کنی رفتار خود را با حضرت زهرا(س) مطابق نما اگرنیستی برای خود گریه کن.

خدایا دنیا زندان من است مرا اززندان دنیا خلاص گردان . خدایا هنگام مرگ مرا ازجمله فائزین قراربده تا بگویم فزت برب الکعبه . خدایا پس از مرگم لقاء خود را نصیبم بگردان .

ای امت شهیدپرور ایران و ای جوانان ، من کوچکتر از آن هستم که پیامی به شما بدهم ولی باید بگویم ای مادران و پدران ، ازآمدن فرزندانتان به جبهه جلوگیری نکنید. و امام را تنها نگذارید و پشت جبهه را خالی نگذارید.

و ای نونهالان آینده ساز انقلاب ، سنگرمدرسه را خالی نگذارید و پشتیبان این مکتب حسینی باشید. و ای مردم مسلمان به قول امام مساجد را خالی نگذارید، مسجد سنگراست و دعا برای رهبر و فرج امام زمان (عج) را هرگز فراموش نکنید.(والسلام)

 






 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ ارديبهشت ۹۴ ، ۱۶:۵۶
جعفر نادری بنی


زندگی نامه شهیدعلی اکبرعلی بیگی بنی

شهیدعلی اکبر علی بیگی بنی فرزند عباس درتاریخ ششم شهریورماه 1347 در شهر بن چشم به جهان گشود. و در خانواده ای مذهبی و دامن پدر و مادری مسلمان و مؤمن سنین اولیه عمرش را سپری نمود.

وی در سن شش سالگی با علاقه خاصی که به مدرسه داشت پا در این مکان مقدس نهاد . او از همان دوران کودکی در عین حالی که درس می خواند، در خانه به مادر و در مزرعه به پدرش کمک می نمود و دوران ابتدائی گذشت ،  دوره ای که در آن شخصیت انقلابی او پایه گذاری شد .

اوایل این دوره همزمان بود با اوج گیری انقلاب اسلامی به رهبری امام امت ، او با علاقه فوق العاده ای که به دین اسلام داشت به تبعیت از امام در تمامی راهپیمائی ها و جلسات و مراسم ها حضور فعال داشت.

او دوران راهنمائی را نیز با موفقیت به پایان رساند و در دبیرستان در رشته علوم تجربی مشغول تحصیل گردید.لازم است به این نکته اشاره نمود که این شهید بزرگوار همراه درس و تحصیل از کمک کردن به خانواده دریغ نمی ورزید ، همواره پدرش را درکارهای کشاورزی یاری می نمود. او درعین حال یکی از شاگردان ممتازکلاس چه ازنظر اخلاقی ومعنوی و چه از نظردرسی به شمار می رفت.

و با توجه به اینکه علاقه خاصی که به شغل مقدس پزشکی داشت ،طرح کادرخود را در بهداری شهربن انتخاب کرد .با توجه به خاطراتی که مردم و مسئولین بهداری بیان کردند ، حاکی از آن است که خدمت بی دریغ وی در طول چهارسال به مردم و مسئولین بهداری می باشد .

ایشان درتمام مراسم هاوکلاس های قرآن شرکت پیگیر داشت . ایشان در سال آخر دبیرستان فکر و ذکرش فقط جبهه بود و همیشه پیام امام را به میان می کشید و می گفت من به جبهه می روم و به پانسمان رزمندگانی که زخمی شده اند می پردازم. پدر و مادر وی اصرارداشتند و می گفتند شما باید تحصیلات خودتان را به پایان برسانید و بعدا انشاالله به سوی جبهه ها خواهی شتافت . چون جامعه احتیاج زیادی به مشاغل مهم مانند پزشکی و معلمی دارد ، که در پشت جبهه مردم را یاری نماید و اما او درجواب می گفت که هم اکنون در این موقع حساس جبهه احتیاج به نیروی انسانی دارد . نمی توانم در خانه بنشینم و درس بخوانم در حالی که می بینم جبهه ها نیاز به نیرو دارند. پس باید به کمک و یاری رزمندگان اسلام شتافت. تا همدیگر را یاری کنیم و راه کربلا را باز نمائیم.

ایشان تحصیلات دبیرستانی را تا چهارم دبیرستان ادامه داد و سرانجام باعلاقه ای که به امام و اسلام داشت با قلبی سرشاراز ایمان در اولین کاوران حضرت مهدی (عج) در روز چهارشنبه 22 بهمن سال 1365 عازم جبهه حق علیه باطل شد.و به عنوان امدادگر در جبهه نقش خود را به نحو احسن ایفانمود.

ایشان در عملیاتی در منطقه شلمچه براثرترکش خمپاره در تاریخ 18 اسفندماه 1365 به آرزوی دیرینه خود رسید و خون سرخش را در راه اسلام و مکتبش ایثارنمود . و برای همیشه یاد خود را در دل دوستان و یاران خویش جاودانه ساخت.

پاره ای از خصوصیات اخلاقی شهید:

این شهید بزرگوار خیلی خوش برخورد و خوش اخلاق و نجیب بود. رفتار و کردار وی با دوستان و آشنایان طوری بود که زبانزد خاص و عام بود. و همواره برخورد صمیمانه ای با آنها داشت. اخلاق او چه در منزل و چه در خارج از منزل یعنی مدرسه طوری مهربان و خوش برخورد بود که همگی او را یک نمونه می شناختند.

از آنجائی که علاقه زیادی به اسلام داشت نمازخود را به موقع می خواند و هیچگاه نمازش هم ترک نمی شد.و نمازهای مستحب را نیز به جا می آورد.و همواره به امر به معروف و نهی از منکراهمیت می داد. و هیچگاه خشمگین و مغرور نمی شد. و بسیار متین و صبور بود.او همواره عاشق شهادت بود که سرانجام به آرزوی دیرینه اش رسید.

روحش شاد و راهش پررهرو باد.


 

وصیت نامه شهیدعلی اکبرعلی بیگی بنی:


«بسم الله الرحمن الرحیم»

«الَّذِینَ آمَنُواْ وَهَاجَرُواْ وَجَاهَدُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَائِزُونَ»

(آنانکه ایمان آوردند و از وطن هجرت گردیدند و درراه خدا با مال و جانشان جهاد کردند ، آنها را نزد خدا مقام بلندی است و آنان از رستگارانند و سعادتمندان درعالم)

اینجانب علی اکبر علی بیگی فرزند عباس ، وصیت نامه خود را شروع می کنم .

با درود و سلام بر منجی عالم بشریت مهدی موعود(عج) و نائب برحقش امام امت خمینی کبیر و با سلام و درود به روان پاک شهدا ء اسلام از صدر تا کنون. و با درود و سلام برخانواده های شهدا و با سلام و درود بررزمندگان کفرستیز اسلام و به امید نابودی تمامی کفر از روی زمین و به امید پیروزی رزمندگان درجنگ حق علیه باطل.

خداوندا تو خود شاهد و ناظر کارهای من هستی ، بار دیگر من به خودم ظلم کردم و غفلت کردم و براثر این غفلت خیلی ضررکردم و جدائی بین من و تو زیاد شده است.خدای من هرچقدرمی خواهم خودرا به تو نزدیک کنم نمی توانم ، لذا تو را به عنوان تنها معبودی  قراردادم که هیچ چیز نمی تواند بجزتو برایم مورد علاقه باشد. ولی بعضی وقتها چون تزکیه نشده ام ، نام تو ازیادم می رود و تورا فراموش می کنم.

تو تنها معبودی و من تنها عاشق هستم که دنبال تو سرگردانم. ولی راه اصلی را تاکنون پیدا نکرده ام . تو را دوست دارم و تنها از تو کمک می گیرم  و تنها تورا ستایش می کنم. ولی خدای من نمی دانم چرا بعضی وقتها اصلا تورا فراموش می کنم ، می دانم براثرغفلت است و خودم به وضوح و صراحت می فهمم که قلبم محجوب شده است و حجاب گناهان در قلبم را گرفته و توانائی پیشرفت و حرکت بسوی تو را ندارم. گاهی اوقات به فکر تو می افتم و می خواهم گریه کنم و بروم در گوشه ای بنشینم و به فکرتو مشغول شوم ، اما از آنجائی که من بنده روسیاه و گنهکارم به درگاهت روی می آورم. شرمنده هستم چون گاهی اوقات گناه می کنم و گاهی اوقات تو را به خاطر معبودیتت عبادت می کنم ، و به خاطر توست که تاکنون زنده مانده ام .ای خدای من حال بسوی تو می آیم ، تا شاید تو ازگناهانم بگذری و مرا ببخشی .

 

خدا نکند پیش ازآنکه انسان خود را بسازد جامعه به او روی آورد که خود را می بازد و گم می کند. و قبل از آنکه عنان اختیار ازکف ربوده شود خود را بسازید و اصلاح کنید و به اخلاق حسنه آراسته گردید.

هم اکنون که پرچم دار حسین(ع) ندای مهدی (عج) را سرمی دهد و می فرماید«یالثارات الحسین» یعنی بیاید به طرف خونهای ریخته شده حسین(ع) و یارانش و من یافتم راهی را که سالها سرگردان آن بودم . راهی را که یاوران حسن(ع) مثل شمع در شب تاریک تشعشع کردند و ما بطرف آن نور حرکت کردیم. و آن نور برنور خورشید غلبه کرد.

ای پدر جانم سلام، سلام من به تو که زحمت کشیدی و مرا به کسب علم و دانش فرستادی تا به اینجا رسیدم و حال به یاوران حسین(ع) پیوستم از تو می خواهم که مرا حلال کنی.

مادرعزیزم سلام، سلام گرم من به تو که چنین فرزندی را بزرگ کرده ای و ازتو می خواهم که مرا حلال کنی که ما راه خود را یافتیم.

ای برادران خوبم باسلام از شما می خواهم که راهم را ادامه دهید که خدا با شماست .

ای خواهران عزیزم سلام برشما ، از شما می خواهم  که مانند حضرت زینب (س) رفتارکنید که خدا با شماست.

و ازهمه شما می خواهم که لباس سیاه برتن نپوشید و برحال من گریه نکنید و اگرخواستید گریه کنید به یاد شهدای کربلا گریه کنید.

و درآخر از همه دوستان و آشنایان و اقوام وهمه کسانی که مرا می شناسند می خواهم که مرا ببخشند و حلال کنند و از همه شما عزیزان خداحافظی می کنم. دیدار در عالم قیامت

«خدایا ، خدایا تا انقلاب مهدی ، حتی کنارمهدی خمینی را نگهدار، والسلام


 




 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ فروردين ۹۴ ، ۱۸:۴۸
جعفر نادری بنی



شهید ناصر علی بیگی بنی

نام پدر: احمدقلی

تاریخ تولد: 1338/3/1

محل تولد: بن

وضعیت تاهل :مجرد

مسئولیت شهید در جبهه :رزمنده

یگان اعزامی :ارتش

تاریخ شهادت : 1360/5/6

کیفیت شهادت:------

محل شهادت:دزفول

محل مزار :گلستان شهدا بن

عملیات منجر به شهادت:-------


زندگی نامه شهید ناصر علی بیگی بنی

شهید ناصرعلی بیگی بنی فرزند احمدقلی در سال 1338 در شهربن به مهیمانی زمین خاکی آمد تا مدتی را با زمینیان زندگی کند. و آنگاه که به کمال انسانیت رسید به نور حق واصل گردد.

در هفت سالگی در سنگر علم و دانش با دشمن جهل و کفر به مبارزه پرداخت تا کلاس دوم راهنمائی تحصیل نمود،اما سرنوشت او این بود که با دشمن فقرهم بستیزد ، به این دلیل ترک نحصیل نمود و برای کمک به پدر خود به کشاورزی پرداخت.

چندسالی را به این کار مشغول بود تا اینکه به خدمت مقدس سربازی اعزام شد و در نیروی هوایی جمهوری اسلامی درتهران مشغول به انجام وظیفه شد. چندی بعد درپایگاه شکاری دزفول به مبارزه با دشمن غاصب پرداخت.

او که به خاک پاک ایران اسلامی ، قسم یاد کرده بود که تا جنگ به پایان نرسیده است ، لباس سربازی را از تنش بیرون نیاورد و یا به آرزوی خود یعنی «شهادت» برسد،برمیثاق و پیمانی که بسته بود استوار ماند.

 و دیری نپایید که در تاریخ ششم مرداد ماه سال 1360 ، در حصرآبادان به آرزوی دیرینه اش رسید و شربت شهادت را نوشید.


فرازی از وصیت نامه شهید ناصر علی بیگی بنی


ازشما می خواهم که درپشت جبهه از آب و خاک ایران زمین دفاع کنید.

من فقط ازشما می خواهم دین و پرچم ایران وقرآن و امام را تنها نگذارید.

برای من صدای رگبارمسلسل شیرین تراز خواب سحراست.


*********


اهداء لوح فداکاری و رشادت به شهید ناصر علی بیگی بنی به امضاء رهبرمعظم انقلاب حضرت امام خامنه ای در سال 1362 که آن زمان رئیس جمهور ، جمهوری اسلامی ایران بودند.











۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۶ فروردين ۹۴ ، ۱۷:۱۹
جعفر نادری بنی



 

زندگی نامه شهید مفقودالاثر بهرامعلی علی بیگی بنی


شهید بهرامعلی علی بیگی بنی فرزند محمدعلی در تاریخ دهم دی ماه سال 1341 در شهر بن در خانواده ای کشاورز به دنیا آمد.

دوران ابتدائی را درمدرسه حکیم آذر به پایان رسانید ، و دوران تحصیلی راهنمائی را درمدرسه این سینا بن گذراند و وارد دبیرستان امام علی (ع) (شهید محمد منتظری سابق) برای ادامه تحصیل شد. و سال چهارم دبیرستان در رشته تحصیلی اقتصاد را در همین دبیرستان ناتمام رها کرد و به صورت بسیجی به جبهه های نبرد حق علیه باطل اعزام شد.

شهیدبهرامعلی علی بیگی اوقات فراغت خود را در پایگاه مقاومت بسیج و مسجد به فعالیت های انقلابی و مذهبی صرف می کرد و درکارهای کشاورزی و دامداری به خانواده خود کمک می نمود.

بنا به فرمایشات پدر ارجمندشان شهیدفردی متین و فعال در عرصه های اجتماعی و سیاسی و انقلابی بود و حدود 5 باربه جبهه های حق علیه باطل اعزام شد. و دراکثر عملیات هایی که از سال  59 تا 62 انجام شد شرکت داشتند.

بله چون عقیده شهید براین بود که دفاع از مملکت و دین لازم است. حضور در جبهه ها را بردرس خواندن در مدرسه در آن زمان ترجیح داده و به جای حضور در کلاس های نظری در کلاسها و دانشگاه توحید جبهه های نبرد که درس عملی در رشته های مقاومت و ایثار و... بود را انتخاب کرد. و به تحصیل کمالات و خصایص ایثار و مقاومت و معارف عملی قرآن پرداخت. و به آیندگان خود درس ایثارجان و مقاومت برای عقیده و حفظ آن را آموخت.

 

برادرشهید بهرامعلی علی بیگی در عملیات والفجر2 به علت درگیری مستقیم با دشمن در دزفول در سال 1362 به درجه رفیع شهادت نائل آمد.

و تاکنون این شهید گرانقدر گمنام مانده است و اثری از پیکرش به دست نیامده است.

و در وصیت نامه اش چنین می نگارد:ای خدا من از تو می خواهم که شهید گمنام شوم، زیرا که به دیداری دوســــتان و اولیاء خدا می روم و بدنم روی زمین بماند تا سندی برای آخرتم باشد. خدایا از ما قبول کن.


روحش شاد و یادش گرامی باد.



وصیت نامه شهید مفقودالاثر بهرامعلی علی بیگی بنی :


بسم الله الرحمن الرحیم


والذین جاهدوا فینا لنهدیهم سبلنا ان الله مع المحسنین ، اشهد ان لااله الا الله واشهدان محمدا رسول الله واشهدان علیا ولی الله

خط سرخ شهادت خط آل محمد وعلی است. امام خمینی

وصیت نامه این جانب بهرامعلی علی بیگی فرزند حاج محمد که در تاریخ 62/05/01 در لحظات آخر نوشته می شود، من بارها وصیت نامه نوشته ام ولی نمی دانم چرا خدا کالای ما را نمی خرد. امید است که این دفعه  لطفی نماید واین قطره خون ناقابل مرا خریداری کند.

چند نکته ای را برای عزیزان تذکر می دهم: یکی اینکه تقوا را پیشه خود کنید و رابطه خود را با خدا محکــم نمائید، اگر خدایی نکرده تقــــوا نداشته باشید، روز و شب هم زحمــــت بکشید فایده ندارد.

دوم اینکه از شما می خواهم دست از انقلاب و اسلام بر ندارید زیرا که بدون داشتن آن به مقصد نخواهید رسید.

سوم اینکه دست از امام بر ندارید و قدر امام عزیز را بدانیــــد که به جز امامان وپیامبران و چنین رهبری نیامده و نخواهد آمد دوست او دوست خداست و دشمن او دشمن خداست.


و برای طول عمر ایشان دعا کنید از خدا بخواهید که ان شاءالله تا ظهور حضرت مهدی برای ما نگهدارد.

بی عشق خمینی نتوان عاشق مهدی شد  زیرا امام بود که تمام ماها را از خواب غفلت بیـــدار کرد.

عزیزان دانش آموز هر لحظه ای که شما نفس می کشید، خون پاک سربازان حزب الله روی زمین نقش می بندد و  خود را آماده سازید.

پیرو واقعی و پیرو عملی روح الله باشید زیرا که امید آینده به دست شماهاست.

ای امت شهید پرور، دست از روحانیــــــــت واقعی بر ندارید . زیرا بدون آن ها به انحراف کشیده می شوید.

ای مخصلین به شما باز هم می گویم تقوا را تقوا را پیشه خود سازید. اگر تقوا نداشته باشید حتی علم توحید شما به درد نمی خورد.


ای پدر ومادر عزیز  از شما خیلی عذر می خواهم که من نتوانستم فرزند خوبی برای شما باشم امید است که مرا به بزرگی خودتان ببخشید وحلالم کنید و در فقدان من خدای ناکرده ناراحت نباشید زیرا که من امانتی پیش شما بودم وکسی هم که امانــــت خدا به خودش بدهد ناراحــت نمی شود.


و ای برادران عزیزم : امید است که همیشه در خط اسلام و امام باشید وسلاح مرا نگذارید روی زمـــین بماند و مرا حلال کنید.

و ای خواهران امید است که در شهادت من گریه نکنید و مانند زینب  پیام خون شهداء را به گوش جهانیان برسانید زیرا که پیام مهمتر از خون است.

و ای برادران حزب الله شما که در صحنه هستید .انشاءالله به یاری حق تعالی  برای همیشه باقی بمانید.


کارتان فقط برای خدا باشد نخواهید که دیگران از شما قدر دانی کنند؛ انسان برای خدا کار کند  هیچ کس هم نداند  مسئله ای نیست.


و ای خدای بزرگ ومهربان تو خودت می دانی که من روسیاه به جز چند قطـــره خون ناقابل چیز دیگری ندارم این را از  من قبول کن و توشه آخرتم ساز.

 
ای خدا من از تو می خواهم که شهید گمنام شوم، زیرا که به دیداری دوســــتان و اولیاء خدا می روم وبدنم روی زمین بماند تا سندی برای آخرتم باشد. خدایا از ما قبول کن.

 
برادر شما بهرامعلی علی بیگی

به امید پیروزی رزمندگان اسلام بر کفر جهانی






 

 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ فروردين ۹۴ ، ۰۹:۵۸
جعفر نادری بنی