شهدای شهر بن

کاش بودیم با شما ، ای شهدای شهر مـن

شهدای شهر بن

کاش بودیم با شما ، ای شهدای شهر مـن

شهدای شهر بن

این وبگاه جهت معرفی شهدای شهر بن در استان چهارمحال و بختیاری طراحی شده است.
امیدواریم مورد رضایت شهدا قرار بگیرد.

خانواده های شهدا می توانند مطالب و عکس های شهدای خود را جهت درج در این وبگاه از طریق آدرس :
(شهر بن - خیابان ملت ، کافی نت شهر بن - شهر من ) به دست ما برسانند.

یا در صورت توان به آدرس naderi5jafar@gmail.com ایمیل نمایند.


کاربران می توانند اطلاعات شهید موردنظر را در قسمت راست وب در بخش طبقه بندی موضوعی و نام خانوادگی شهید مورد نظر جستجو نمایند.

اگراطلاعات جدیدی از یک شهید به دست ما برسد پست مربوط به آن شهید به روزرسانی می شود و در صفحه اصلی قرارمی گیرد.


آخرین نظرات
نویسندگان

۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مرتضوی» ثبت شده است


زندگی نامه شهید سیدساعد مرتضوی بنی


شهید سیدساعد مرتضوی بنی فرزند نصرالله ، در سال 1343 در شهر بن متولد شد. و غنچه ی وجودش شروع به شکفتن نمود. سرنوشت آن بود که در کودکی از داشتن پدری دلسوز، محروم ماند.

ولی مادر زینب صفتش با مشکلات جنگید و او را مانند شیردلاوری تربیت کرد. آفرین برتو ای مادر مهربان که چنین پسری تربیت نمودی.

این فرزند انقلاب ، عاشق امام خمینی (ره) بود و در سحرگاهان ، صدایش به گوش می رسید که با توسل به اهل بیت(ع) از آنان طلب شفاعت می کرد.

باشروع جنگ ، مادرخود را راضی نمود و به جبهه رفت ، چرا که او هم مانند جد خود، حسین(ع) شعارش «هیات من الذله » بود. تا اینکه جان خود را در راه حسین(ع) و در راه اسلام فدا کرد. و در جبهه ی شوش به سوی جد خود به پرواز در آمد.


وصیت نامه شهیدسیدساعد مرتضوی بنی


بسم الله الرحمن الرحیم

وَلاَ تَقُولُواْ لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبیلِ اللّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْیَاء وَلَکِن لاَّ تَشْعُرُونَ


مازنده به آنیم که آرام نگیریم

                      موجیم که آسودگی ما عدم ماست


بنام الله پاسدارخون شهیدان و درود فراوان بر مرد حق رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام امت خمینی کبیر.

دیگراین زندگی پر رنج و مشقت را نمی خواهم . دیگر در کنجی نشستن و به آینده خود فکرکردن را نمی خواهم. دیگر به فکر تجملات و مادیات نیستم.

از این زندگی فانی سیر شده ام. دیگر نمی خواهم زنده باشم و شاهد و ناظر تجاوزات به اسلام عزیزم که شرف و حیثیتم است ، باشم.

دلم از این دنیا کنده شده ، و سراسر وجودم و تمام سلولهای بدنم را عشق به اسلام و عشق به شهادت در راه اسلام فرا گرفته است.

فقط تنها چیزی که به فکر آن هستم ، اسلام است . اسلام ای مکتب عزیزم درود برتو که چنین شور و عشقی در من نهاده ای .

ای دوستانم ، ای خانواده عزیزم من یکی از هزاران نوگل هستم که پرپر می شوم ، اما حال که خدای یکتا این حقیر را لایق شهادت دانسته ، مبادا بخواهید برای من عجز و ناله کنید ، چرا که من به آرزوی دیرینه خود رسیدم.

درود بر تو ای مادر عزیزم که برای بزرگ شدن من چه زحماتی را متحمل شدی . من نزد خدای مهربان شفاعت شما را خواهم کرد. ای مادرعزیزم خیلی باید ببخشید که پسرخوبی برای شما نبودم و بعضی مواقع از دستورات شما سر پیچی می کردم.

بگذارید خون ما جوان ها بریزد، تا دیگران عبرت بگیرند و بهتر بتوانند اسلام را درک کنند. اگربا شهادت من فقط یک نفر به اسلام ایمان آورد و عشق به اسلام در وی مولود شود همین برای من کافیست و من توانسته ام رسالت خود را انجام دهم.

اگرمی خواهید روح من شاد باشد خواهش می کنم برای من گریه نکنید. اگرهزارجان هم داشتم در راه الله و اسلام فدا می کردم. حال که همه بسوی فروغ ابدیت رفتنی هستیم ، پس چرا با افتخار و عاری ازگناه نرویم.

من چندان سال ازعمرم نمی گذرد که احتیاج به نوشتن وصیت نامه داشته باشم ، لذا این چند کلام را نوشتم تا عشق درون خود را بیان کرده باشم. و حال که دیگر مرا نمی بینید این رابطی باشد بین من و شما زیرا که فکر کردم لیاقت سربازی امام زمان(عج) را دارم و شهید خواهم شد.

مادرم شاید آرزوی دیدن شب دامادی مرا داشتی اما باورکن شهادت بالاترین خوشی و دامادی برای من بود.

دیگر چیز تازه ای به نظرم نمی رسد که ضمیمه وصیت نامه کنم. درپایان برای همگی شما دعا می کنم که خداوند صبر جمیل به شما عنایت کند. و امیدوارم که شما ازاین امتحان خداوند پیروز بدرآیید و آرزوی توفیق در زندگی را برای شما دارم. خداحافظ

(والسلام علیکم ورحمه الله و برکاته) سید ساعد مرتضوی





۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ تیر ۹۴ ، ۱۲:۱۴
جعفر نادری بنی